- بای بک، صدای یک ملت - http://www.baybak.com -
تحلیلی پیرامون نوشته ها و نظرات پرمغالطه و مغلطه جوی ناصر پورپیرار (۲) – کمال اردم
باي بک آذربايجان | چهارشنبه, ۲۵- آذر , ۱۱۰۰۹, ساعت ۱۸:۰۷ [ش.ب] | مقاله ها
![]() |
. | آنچه ما با بی بضاعتی کامل از منابع و مآخذ و عدم دسترسی به کتب و تحقیقات علمی و اسناد موجود در مراکز تحقیقی و در دسترس نبودن آمار و ارقام موسسات معتبر جهانی بسر می بریم نوشتن جوابیه و اظهار عقیده در یک موضوع خاص به این حد خود بسنده می کنیم و از ما بیشتر از این حد انتظار نیست. امید دارم آنانیکه با پول و امکانات جاری بیت المال و در اختیار داشتن همه نوع امکانات مادی (سیستمهای اینترنتی و الکترونیکی) و معنوی که از سوی نظام حاکم حمایت می شوند و امثال من که با امکانات شخصی کم خود در مقابله با سرطان فکری ثروتمندان وابسته به حاکمیت که خودشان را محقق غیر وابسته و بی طرف معرفی میکنند حداقل کاری که می توانند بکنند |
“بیشتر انسانها شناخت و احساس خطر را اصلا با تغییر احوال درونی خود پاسخ نمی گویند آنها بدون تفکر زندگی می کنند و مصرف می کنند و …” (کارل یاسپرس – آزادی و وحدت مجدد – ص ۱۳)
آنچه ما با بی بضاعتی کامل از منابع و مآخذ و عدم دسترسی به کتب و تحقیقات علمی و اسناد موجود در مراکز تحقیقی و در دسترس نبودن آمار و ارقام موسسات معتبر جهانی بسر می بریم نوشتن جوابیه و اظهار عقیده در یک موضوع خاص به این حد خود بسنده می کنیم و از ما بیشتر از این حد انتظار نیست. امید دارم آنانیکه با پول و امکانات جاری بیت المال و در اختیار داشتن همه نوع امکانات مادی (سیستمهای اینترنتی و الکترونیکی) و معنوی که از سوی نظام حاکم حمایت می شوند و امثال من که با امکانات شخصی کم خود در مقابله با سرطان فکری ثروتمندان وابسته به حاکمیت که خودشان را محقق غیر وابسته و بی طرف معرفی میکنند حداقل کاری که می توانند بکنند با توسل به وجدان اخلاقی و متعهد بودن به اخلاقیات دینی که خودشان مدعی چنین خلقیاتی هستند در جوابیه های خود به اخلاقیات اسلامی به نوع خودشان تمکین کنند و سخره کردن دیگر ملل را کاری ناپسند و زشت تلقی کنند که این اخلاق قبیح و زشت از صفات بدکاران است و مخالف آیات الهی در قرآن که ایشان ادعای مفسری آنرا در “اسلام و شمشیر” کرده اند می باشد. توضیحات کافی در قسمت سوم این نوشتار خواهد آمد و آنچه بصورت جوابیه یا نقد نوشته می شود تماما فکر و تفکر شخصی بنده می باشد که بعنوان میلیونها نفر از تورکان آذربایجان جنوبی که در سایه ی حرکت ملی به خودآگاهی می رسند و از طریق آن به رشد و بالندگی خویشتن توسعه می دهند ارائه می گردد از خوانندگان محترم تقاضا دارم نقاط ضعف را بر ما بصورت نقد انعکاس فرمایند در آنصورت خیلی سپاس گزار خواهم شد.
نوشته ی زیر را که ادراک از مفاهیم و کلمه می باشد لازم دانستم نظرات خود را بیان کنم تا در قسمت های بعدی دچار توهم تزلزل از معنا نشود چرا که یک نگاه زمینی و بشری از مطالب خواهد شد.
***
“نمی توان فرض کرد که یک رابطه معنایی خداداد بین کلمه ای در یک زبان و یک شی در جهان خارج وجود دارد.”(جورج یول – نگاهی بزبان – ترجمه نسرین حیدری – ص ۱۳۷)
حال به موضوعی برمی خوریم که اساسا یک محقق و مورخ یا یک اندیشمند (از نوع تاریخی ، فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی ، علمی ) باید به این توجه داشته باشد که مفاهیم همه از نوع معنایی هستند و هر کدام از مفاهیم برای خود یک ظهور و یا یک تجلی دارد که معنای ذاتی خود را در طول زمان (تاریخ) حفظ کرده و برای معنای معینی از داده های ذهنی و حقیقی صدق می کند در آغاز آفرینش مفاهیم در هر زبانی به روح و عمق درک آن و تطبیق کلمه (صورت) به معنا از طرف یک ملت و از عوامل موثر تاریخ – فرهنگ ، زبان ، آئین و غیره که برگرفته از حوزه ی طبیعت و محیط (اجتماع بشری) و روان آدمی و اطراف و تک تک افراد اجتماعی جامعه بشری آنزمانی در به وجود آمدن کنش یا واکنش طبیعی و بشری و ایجاد رابطه ی مابین افراد اجتماعی با همدیگر و درک ارتباط با همدیگر و ایجاد بستر لازم و ضروری زندگی ، انتقال مدرکات و معلومات و هم چنین بسط گستره ی دانائی و شعور انسانی با ملاحظات عینی زمان و نوع حصول آن ملت و ایجاد وحدت در یک ظهور و تجلی زمانی و مکانی که دارای قدرت توصیفی و تعریفی قدرتمندانه هنگام رفتار و برخورد با آن ظهور و متجلی هم چنین تفهیم فصل آینده آن ملت از ایجاد چنین مفاهیم که در کل ذات آن مفهوم که برگرفته از فهم بشری است با شعور و دانش آن ملت در انطباق باشد. چنین نیست در مفهوم سازی واژه یا واج ها هر کسی آمد بر ظهوری یا یافته ای یا کنشی یا رفتاری و شئ اسمی نهاد و رفت این از گذشتگان ملل بدور است. زیرا که هر ملتی برای خودش فهم ذاتی و معنایی تداعی شده و بر مبنای آن از آغاز آفرینش واج و پایه گذاری علامات (حروف) هر فهمی که دریافت می شد منطبق با آن نام گذاری میکردند.
هیچ ملتی در فهم و علامت گذاری به خطا نرفته اند چنان پایه گذاری شده است که شکل و صورت اصلی یک مفهوم حفظ شده است و در هزاره های گذشته هم چنان تا به امروز برای ملت خود یک تجلی معنوی و مادی را می رساند و در شریان حیاتی جامعه به گردش خود ادامه میدهد و اندام و هیکل یک اجتماعی را از وجود خود سیراب و معنا می بخشد که هویت پدیدار میگردد سیر تکاملی زبان صادق بر این است که همه ی مکمل ها منبعث از اولی شده است.
شاید کسانی این تصور را نتوانند برتابند لاجرم ما بدنبال مفاهیم و صورت تجلی آن در علامات یا حروف می باشد بصورت ماهیتی آن فعلا کاری نیست اما آنچه تشخیص و متعین میگردد این است که هنگام تقابل اشیا و ذهن یا برخورد ذهن با اشیا (حرکت ذهن در خود) که ایجاد یک خاص زمانی لازم می باشد لذا آن موقعیت نام خود را میان می نهد اینکه وقتی شما می خواهید مطلبی را بنویسید هیچوقت دنبال واژه ها و علامتها نمی روید همینکه در ذهن مفهومی متبادر میگردد لغت و واژه ی آن در فکر پدیدار می شود واژه ها در هاله ی مفاهیم جای گرفته اند واژه ها عرضیند مفاهیم ذاتی.
وقتی مفاهیم ذاتی باشد مطمئنا در قرون مختلف ، معنای خود را حفظ خواهد کرد و هر آن که در ذهن یک انسان وابسته به یک ملتی یک واقعیتی را ببیند و یک واژه ای بشنود ذهن و فکر او یک دست تمام بسوی همان معنای حقیقی آن خواهد رفت که به ذهن تاریخی خودش داده است یعنی داده های خارج از ذهن به ذهن انسانی هر زمانی لازم باشد خودبخود در فکر او به سرعت تمام تجلی خواهد بست یا حتی اگر آثاری از یک شئ در مکانی مصدق باشد آن ذهن فرد به سوی آنچه در او نقش بسته است اشارت خواهد نمود. حال اقرار و بازگفتاری او عین ظهور آن شئ دیده خواهد بود.
چنین بوده که آنچه ذهن در تقابل با هر چیزی یا شئ یا رفتاری و عملی در خود صورتی (واجها یا علامات و حروف) به آن نهاده است یعنی هنگام تباین یا تعاریف ، یا تدارک بصورت منضبط و منظم و تبعیت از آداب تقدم و تاخری و بطور یک صورت معنائی که برای غیر خود یا خارج از حوزه ی خودیتی ارئه نموده باشد. حال در سیلان مفاهیم هیچ تغییری لازم و حتی نقصانی دیده نشده و نخواهد شد. زیرا در تمامی زبانهای معتبر و کامل آنچه علامت و حرف نامیده می شود وجود داشته و با ترکیب علامات یا حروف مفاهیم و فهم و فکر و ذهن بشری از درون هستی آدمی بیرون کشیده و علامات قادر و توانائی حمل محمول خود داشته و در تصادم ذهن بشر با اشیا و جهان خارج از ذهن خود برای صورت بندی و ایجاد رابطه ی منطقی تعین و تشخص برقرار کرده و در کل بنام هویت بشری یا عوامل ایجادی شخصیت وجودی انسان که انسان با آنها شناخته می شوند تعریف می شوند مثلا در وجود شخصیتی انسانی یا هویت انسانی عواملی چون هویت تاریخی ، زبانی ، فرهنگی یا آئینی هویدا و آشکار می گردد که با ترکیب این هویت ها شخصیت وجودی انسانی که مشبث به یک ملت می باشد قابل تعریف و توصیف می باشد. تقابل اشیا با ذهن آدمی را شناخت یا معرفت می گویند که همان صورتی از فهم مفاهیم بشری است حال اینکه داشته ها در ذهن و فکر باعتبار عینیت و تجربه آن حاصل می گردد ذهن را تکاپو و عرصه ی آنرا وسیع و دامنه ی اندیشه را گسترده تر میکند و در نهایت زبانهایی که در بدو آفرینش مفاهیم و صورتها مستقل نبودند و یا بعلل عوامل بافت جمعیتی و یا تاریخی از تکامل زبان بنوعی عاجز مانده اند و در رسائی مفاهیم هنگام برخورد با دیگر عوامل طبیعی و اجتماعی غیر خودشان عارض می شوند لاجرم در شکل گیری نوع تکمیلی زبان آنان بیگانگان یا دیگران نیز دخیل بودند. در چنین وصفی فاصله یا تضاد بین آندو (فهم و ارائه فهم) با مصداق مفهومی ذهنی و معرفتی حاصل میگردد و با یک مصداق غیر تجلائی و عدم تلاقی معنا و صورت میگردد که منجر به نامفهومی و حادثه ی غیر واقعی در ذهن متبادر میگردد.
این لازم است که گفته شود وحدت مفهومی در بین ملل گوناگون کاملا برقرار بوده و آنچه در عیان است به ذهن آدمی سپرده می شود معنا در کل واحد است لاکن صورتها مختلف.
حال که به یک استنباط معقولی از مفاهیم و کلمه رسیدیم با توجه به شرایط حساس و شاید ایجاد اصطکاک فکری در میان فعالان حرکت ملی از مثال زدن فعلی خودداری کرده و در آینده و دنباله ی مقاله ی فوق از تغییر و ایجاد نوسان فهمی در مفاهیم که آقای پورپیرار استفاده کرده آورده خواهد شد.
بدین معنا که خیلی از مشتقات از اصل کلمه یا واژه بدور بوده و هیچگونه معنای اصلی را حمل نمی کند حال اینکه بعضی ها از مشتقات جعلی استنباط هویتی یا ذاتی مفهوم را بکار می برند که در تفسیر به آن تاویل به رای نیز گفته شده است و چندان عمومیت و یا در بین محققین اعتبار فهمی ندارد.
ادامه دارد…
کمال اردم
۱۶/۱۲/۲۰۰۹
, صدای یک ملت
http://www.baybak.com
از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_1069.azr
آدرس اینترنتی این مطلب
پیام نویسی مسدود است