- بای بک، صدای یک ملت - http://www.baybak.com -
دیدگاه (برخي از) فعالین سیاسی سولدوز بر انتخابات آتی ریاست جمهوری
باي بک آذربايجان | دوشنبه, ۲۸- اردیبهشت , ۱۱۰۰۹, ساعت ۲۳:۴۰ [ش.ب] | اعلامیه ها
![]() |
. | (دقت: بيانيه هاي کلي گرا٫ به طور مثال٫ استفاده از لفظ “از سوي فعالين فلان شهر” و يا “تمامي دانشجويان فلان دانشگاه” و يا “دانشجويان تورک فلان شهر” از سوي باي بک منتشر نميشوند. نويسندگان اين بيانيه ها بايستي صداقت و مثبت بودن اعمال خود را در طرز نوشتن خود معلوم نمايند. هرچند باي بک معتقد است که اين گونه اشتباهات در اثر سهل انگاري به وجود ميايند٫ ولي با اينحال لازم ميداند که با اين سهل انگاريها برخورد شده و جو مناسبي براي ايجاد و رشد فضاي باز براي تمامي آذربايجانيها از اقشار مختلف ايجاد شود. بيانيه ذيل از سوي فعالان دلسوز و شجاع سولدوز صادر شده است. با توجه به صداقت صادر کنندگان٫ باي بک آنرا را با اندکي تغيير در سرمقاله منتشر ميکند. اميد است ديگر فعالان به اين مورد مهم دقت نمايند و از بروز اينگونه اشتباهات جلوگيري نمايند. هيچ گروهي نميتواند و نبايد از سوي “تمامي مردم” سخن گفته و تصميم بگيرد. باي بک) |
(دقت: بيانيه هاي کلي گرا٫ به طور مثال٫ استفاده از لفظ “از سوي فعالين فلان شهر” و يا “تمامي دانشجويان فلان دانشگاه” و يا “دانشجويان تورک فلان شهر” از سوي باي بک منتشر نميشوند. نويسندگان اين بيانيه ها بايستي صداقت و مثبت بودن اعمال خود را در طرز نوشتن خود معلوم نمايند. هرچند باي بک معتقد است که اين گونه اشتباهات در اثر سهل انگاري به وجود ميايند٫ ولي با اينحال لازم ميداند که با اين سهل انگاريها برخورد شده و جو مناسبي براي ايجاد و رشد فضاي باز براي تمامي آذربايجانيها از اقشار مختلف ايجاد شود. بيانيه ذيل از سوي فعالان دلسوز و شجاع سولدوز صادر شده است. با توجه به صداقت صادر کنندگان٫ باي بک آنرا را با اندکي تغيير در سرمقاله منتشر ميکند. اميد است ديگر فعالان به اين مورد مهم دقت نمايند و از بروز اينگونه اشتباهات جلوگيري نمايند. هيچ گروهي نميتواند و نبايد از سوي “تمامي مردم” سخن گفته و تصميم بگيرد. باي بک)
دیدگاه (برخي از) فعالین سیاسی سولدوز بر انتخابات آتی ریاست جمهوری
“بسم الله الرحمن الرحیم”
ملت آذربایجان پس از فروپاشی قاجار تا به امروز در تلاش بوده است تا با تاسی از قوانین مدنی کشور ودنیا به حداقل حقوق خود دست یابد.نگاهی به کتاب خاطرات آقای بی ریا وسرهنگ درخشانی تالیف آقای مراغه ای واشاره به درخواستهای سیدجعفر پیشه وری از قوام والسلطنه در این کتاب به خوبی نشان میدهد که خواستهای به حق آذربایجان در طی سالهای گذشته فقط رنگ خود را تغییر داده ولی در محتوای خواستها ونوع جبهه گیری در مقابل شرایط زمان تقریبا هیچ تغییری نکرده است.از جمله درخواستهای آقای پیشه وری از قوام السلطنه اجرای اصل خواندن ونوشتن تا دوره پنجم ابتدایی ورفع تبعیض در آبادانی منطقه آذربایجان در مقایسه با سایر نقاط فارس نشین بود،ولی با گذشت چندین سال از آن زمان هیچ تغییری در سیاستهای حکومت های حال وگذشته در مورد استیفای حقوق حقه ی ملت آذربایجان رخ نداده است. رضاشاه،محمد رضا پهلوی ودوران سی ساله نظام جمهوری اسلامی در ایران ، یک برنامه واحد را دربرابر آذربایجان در پیش گرفتند: در مرحله اول تجزیه آذربایجان از مرزهای صحیح تاریخی اش به چند شهرستان واستان تازه تاسیس ، در مرحله دوم آسمیله مردم آذربایجان ودر آخر حذف اندک فعالین سیاسی ومدنی ودر کنار آن سرکوب خواستهای برحق ملت آذربایجان بود.
سال ۱۳۸۵ نقطه اوج حرکت اعتراض مدنی آذربایجان جنوبی بود، ولی طبق انتظار با سرکوب شدیدووحشیانه مردم از طرف رژیم ایران مواجه شد. در حال حاضر انتخابات ریاست جمهوری دور دهم ریاست جمهوری در پیش است،چند سوال اساسی در این باره مطرح است:
۱- آیا حرکت ملی آذربایجان بایستی در این انتخابات شرکت کند؟
۲- در صورت شرکت، کدام کاندید باید از طرف حرکت مورد حمایت جدی قرار گیرد؟
در مورد انتخابات ریاست جمهوری نباید از تحولات جهانی ومسائل مربوط به ایران غفلت کرد.ایران در حال حاضر وبخصوص پی از روی کار آوردن احمدی نژاد با انزوای شدید بین المللی مواجه شده است،انزوای ایران دقیقا به نفع منافع آمریکا واسرائیل در حال پیشرفت است، با تضعیف قدرت سیاست خارجی ایران ، اسرائیل برای ضربه زدن به منافع هسته ای ایران وفشار بر رژیم، بزرگترین مانور نظامی تاریخ خود را در دست اجرا دارد که به گفته کارشناسان سیاسی ونظامی با دقت صد در صد در حال بر نامه ریزی است، بر خلاف گذشته کوچکترین نگرانی هم از جانب افکار جهانی علیه اسرائیل وجود ندارد،در کنار آن مواضع جدی اعراب به بهانه درج نام خلیج فارس به جای خلیج عربی در نقشه های منتشره از طرف وزارت خارجه ایران ودر قبال آن عقب نشینی رسمی ایران از مواضع خود (البته در بایکوت کامل خبری) خود گواه دیگری از خطری است که ایران از جانب کشورهای خارجی برای خود حس کرده است وخود را درحال حاضر قادر به درگیری با آن نمی بیند وظاهرا فعلا به مصلحت نمی بیند تا همسایگان وارد درگیری دیپلوماتیک شود.
کشتار ایرانیان در عراق وبیرون گذاشتن حضور ایران از دایره مذاکرات امنیتی در مورد عراق وافغانستان به خوبی نشانگر بی یاور ماندن این کشور است،چنانچه گروههای تروریستی پژاک وپ ک ک و حکومت مشکوک حذب “آق پارتی” در ترکیه که از جانب ایران حمایت میشوندنبود، گروههای سنتی احزاب تورک به یاری آذربایجان هم مسئله پ ک ک را حل میکردند وهم قارا باغ کوهستانی آزاد میشد وبه دنبال آن تورکهای آذربایجان جنوبی امیدوار به یاری همسایگان تورک خود می شدند ولی به خاطر آنچه که بیان شد در حال حاضر ایران از طرف این دوکشور تقریبا امن است، البته تا زمانی که حزب “آق پارتی” در مسند قدرت باقی بماند،در حقیقت با ناامن کردن کشور ترکیه خطر یاری این کشور به آمریکا واسرائیل تا حد زیادی کاهش یافته است،ولی این امنیت از جانب اعراب وجود ندارد حتی متحد سرسخت ایران یعنی روسیه هم آشکارا از جانبداری ایران سربازمیزند.
در کنار تحولات برون مرزی با کنار گذاشتن نارضایتی افکار عمومی از وضع اقتصادی ناامید کننده ایران یک تهدید دیگر نیز گریبان گیر نظام ایران است و آن عصیان قومیتهای غیر فارس است.دو قوم مطرح غیر فارس در ایران وجود دارد که یکی مخالف همیشگی(کردها) ودیگری منتقد در حال تبدیل شدن به مخالف یعنی آذربایجان است. آذربایجان در طول سالهای گذشته همیشه به ایران به عنوان کشور خود نگاه کرده است. دوران هشت سال جنگ در دهه های اخیر به خوبی نشان میدهد که آذربایجان هر زمان آمادگی داشته تا درمقابل تهدیدات احتمالی در دفاع از تمامیت ارضی ایران قد علم کند.
چنانچه قبلا هم گفته شد،تقریبا یکصد سال است که آذربایجان در تلاش است تا حقوق خود را باز یابد ولی تا به امروز یک درصد از مطالبات خود را نگرفته است.به یقین میتوان گفت نظام ایران به هیچ وجه خواستار دادن حقوق ومطالبات آذربایجان به آذربایجانی نیست ونخواهد بود. چرا که :
۱- اگر بنای دادن امتیاز می بود بایستی از حداقل آن شروع میکرد تا رفته رفته زمان وشرایط روانی مناسب فراهم می شد تا اگر موقعیت دادن امتیازات بیشتر وجود داشته باشد دادن آنها با نگرانی حکومت مرکزی همراه نشود.
۲- در نظام تعریف شده ایران، گذاشتن نام ترکی برای فرزند برای پدر ومادرمنع قانونی دارد ولی از نظر قانون قضایی جمهوری اسلامی ایران همان پدر حق دارد فرزند خود را هر زمان که مصلحت می بیند بکشد!! این تفکر فوق تصور قومیت ستیزی آیا میشود به یک شبه تغییر یابد؟
۳- در انتخابات گذشته رهبر ایران وتمام مسئولین نظام از رسانه ی نظام دائم در حال تبلیغ این جمله بودند:” اصلح تر باید انتخاب شود” ولی در روزهای گذشته هم آقای خامنه ای درکردستان وهم آقای لاریجانی در بین سپاهیان انصار المهدی(نیروی سپاه که حافظ سلامت انتخابات است) اعلام کردند مهم نیست چه کسی انتخاب می شود مهم مشارکت اکثریت مردم است” این به معنی این است که نظام خطر فشار داخلی وخارجی را به خوبی در یافته ودر صدد است تا به طرق مختلف مردم را به پای صندوق رای بکشد،حتی اگر اجازه دهد تا آقای اعلمی به نام آذربایجان به رهبر هم ایراد بگیرد (البته موقتا).
در این اوضاع حرکت آذربایجان چه تاکتیکی را باید اتخاذ کند؟ تشکیلات کردها این قضیه را به خوبی حل کرد، کردها با درک موقعیت ضعیف داخلی وخارجی نظام وبا توسل به بازوان نظامی خود در روزهای اخیر در چند منطقه از غرب کشور دست به عملیات نظامی زدند که طبق معمول با سانسور شدید رسانه های ایران مواجه شد،همزمان با این ترورها نمایندگان سیاسی فعال اکراد در داخل کشور شروع به رایزنی با کاندیداهای راست جمهوری کردند ومردم کرد با شعار تحریم به میدان آمدند،مثلث اسلحه،وحدت قومی، تحریم هدفمند در این شرایط مساوی است با فلج رژیم ،با درک اوضاع خطرناک موجود، رهبر ایران سفری را شتابزده به کردستان تدارک دید که باید گفت بجز التماس وبیان عجز رژیم در مقابل تحرکات دقیق وحساب شده اکراد هیچ معنی دیگری ندارد.
در سالهای گذشته به خوبی دیده ایم که مثلث اسلحه ، مخالفت واتحاد اکراد باعث شده تا آنها بتوانند به امتیازات غیر قابل تصوری در ایران دست یابند که با خودمختاری هیچ تفاوتی ندارد.تشکیل استان مکریان با حمایت دولت ایران یکی از این گروگیریهای سیاسی اکراد در قبال نظام ایران است که به علت مقاومت حرکت آذربایجان در سولدوز تا به امروز ناکام مانده است والا هم رژیم وهم اکراد مترصد تشکیل این استان وصدها پروژه مخفی دیگری هستند ، از جمله امتیازهایی که اکراد گرفته اند باز شدن مرزهای قاچاق و آزاد برروی اکراد، سرازیر کردن سیل آسای کارمندان کرد به ادارت که در اکثر موارد ریاست ادارات با انهاست ،تشکیل گروههای بسیج کرد به تعداد غیر قابل وصف با نام بسیجی ویژه، تغییر نام اماکن قدیمی تورکی استان آذربایجان غربی با اسامی جعلی کردی . تاثیر گذ اری آنها در نامگذاری وتعیین سیاستهای حساس قومی در کشور وبخصوص آذربایجان غربی یک امر عادی شده است علی رغم اینکه جمعیت اکراد در آذربایجان غربی فقط ۲۰%کل جمعیت این استان را تشکیل میدهد ولی در رسانه های ایران علنا این استان را کرد نشین معرفی میکنند ،جای تاسف است که ما با ۷۰% جمعیت تورک در استان مرکزی از آوردن آن در نقشه آذربایجان جنوبی پروا داریم و… همگی این شواهد گویای موثر بودن ابزار فشار بر حکومت ایران از جانب تشکیلات اکراد است.
آذربایجان دقیقا بر خلاف کردها با وجود فشار وکشتار وتحقیرهای دائمی که از طرف نظامهای حاکم ایران در یکصد سال گذشته تحمل کرده، چشم بسته در طی این یکصد سال خود را فدایی ایران کرده است.بدون شک حرکت آذربایجان یکی از فعالترین وماثر ترین دوران خود را سپری میکند به شرطی که :
وارد بازی موش وگربه نظام حاکمه ایران که به نام انتخابات شروع شده نشود وهمچنان به تنهایی وبا استقلال کامل از نظام وبا اتکا به مردم به حرکت اعتراضی خود ادامه دهد ، واجازه ندهد تا رژیم با در اختیار گرفتن حرکت باعث انحراف آن شود،هدف حرکت آذربایجان این نیست که به نظام فعلی مشروعیت بدهد بلکه هدف یافتن راههای فشار ایست که به واسطه آن حقوق ملی مردم آذربایجان استیفا گردد.یک نظام برای تسلط بر یک حرکت در مرحله اول آن را به شدت سرکوب میکند،در مرحله دوم حرکت را تحریف میکند ویا در مقابل حرکت اصلی یک بدل طراحی وارائه میکند تا باعث به هم ریختن نظم فکری مردمی گردد که به دنبال آن حرکت افتاده اند، جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا رفته رفته با به بازی کشیدن مهره های دستچین شده خود وبا پرداختن به شخصیت سازی در صحنه حرکت ملی آذربایجان ،این حرکت را از دست مردم خارج ودر پیکره نظام ادغام کند.
تا به امروز یک خط فاصله بین نظام وآذربایجان وجود داشته که حرکت آذربایجان اجازه نفوذ دولت را به داخل این حرکت نداده است ،این به این معنی است که مخالفان وسرکوب شدگان مدنی آذربایجان یک محیط امن روانی برای فعالیت خود مهیا دیده وبا کمک مردم وبخصوص دانشجویان به راحتی ودر امنیت کامل به فعالیت می پرداخته اند،باید اعتراف کرد که رمز قدرت یافتن حرکت ملی اتکا به همین خط فاصله بوده است بر خلاف انتقاد برخی فعالین که عقیده دارند باید در نظام نفوذ کرد واز آنجا اوضاء را کنترل نمود؟! قبل از فعالین آذربایجان خیلی از مهره های سیاسی صادق رژیم به علت یک اعتراض کوچک یا تفکرات اعتراضی از جانب رژیم قتل عام شدند مانند سردار کاظمی و صیاد شیرازی وتیمسار ستاری و… چه رسد به فعالینی که بخواهند پس از نفوذ کاری بکنند، البته اگر بتوانند نفوذ کنند!!
در عرض این یکصد سال حتی یک نفر نتوانسته از داخل نظام کاری برای حرکت ملی آذربایجان انجام دهد وهرکاری به نفع ملت آذربایجان صورت گرفته مدیون از جان گذشتگی فعالین حرکت ملی آذربایجانی بوده است که از بطن ملت بیرون آمده اند،برای مثال اصول ۱۵ و ۱۹ پس از عصیان مردم تبریز به رهبری آیت ا.. شر یعتمداری در متن قانون اساسی گنجانده شد نه به خاطر نفوذ آقای بازرگان یا بقیه . در این دوسال اخیر آزادیهای تبلیغاتی در صحنه آذربایجان افزایش یافته وشعاری که قبلا از زبان فعالین آذربایجان خارج میشد اینبار از زبان سرکوب کننده های قبلی حرکت خارج میشود، نماینده فعلی سولدوز در مجلس با جلب حمایت برخی از فعالین سولدوز توانست به مجلس راه یابد ولی پس از انتخاب از ملاقات آنها سرباز میزد و امروز هم یکی از فعالین ستاد احمدی نژاد است. بسیار ساده انگاری است اگر تصور کنیم دکترین تورک ستیزی پان فارسیسم که بی شک طرفداران بسیاری نیز در آمریکا واروپا دارد به یک شبه جای خود را به یک تفکر اسلامی ناب وصحیح یا یک تفکر دموکراتیک بدهد.
چنانچه بیان شد در طی یکصد سال اخیر نه تنها کوچکترین امتیازی به مردم آذربایجان داده نشده است بلکه اتهامهای مختلفی که بورس زمان است به آنها چسبانده شده است. نظامی که تحت شدیدترین فشارهای خارجی است برای مقابله با تهدیدات خارجی ومهمتر ازهمه ایستادگی در مقابل مجامع حقوق بشر دنیا ومشروعیت بخشیدن به نظام خود دست به هر کاری میزند،دراین سی سال مهره پروری به خوبی در دستگاه حاکمه ایران انجام گرفته است ولی با گذشت زمان وبا اتمام مهرهای قابل اعتماد رژیم با آوردن شاه ورق بازی به میدان میکوشد تا مردم را به پای میز رای بکشاند.
در مورد نامزدهای انتخاباتی باید گفت :احمدی نژاد،موسوی،کروبی ومحسن رضایی فقط در قیافه باهم تفاوت دارند وهرچه عروسک گردانهای پشت صحنه مصلحت ببینند میرقصند،یکی با ساز فدرالیسم ،یکی با ساز پول نفت ویکی هم به شش ماه خدمت خود در عرض این سی سال خواهد بالید بالاخره باید مردم در بازار رنگارنگ گردانده شوند وبه قولی بازار گرمی کنند.
ولی جایگاه اعلمی در این بین کجاست؟اعلمی طبق آنچه پیش بینی می شد صلاحیت خود را گرفت چرا که بایستی به میدان می آمد. یکی از دوستانی که از نزدیک با آقای مهرعلیزاده آشنابود میگفت وبه ایشان گفتم تو که میدانستی رای نخواهی آورد برای چه به میدان امدی ؟در جواب گفت : آقا خود شخصا از من خواستند تا برای تنوع دادن به فضای انتخابات کاندید شوم من هم کاندید شدم.آقای اعلمی طبق نظریه فعالین آذربایجان در سولدوز به دو علت به میدان مبارزه آمده است:
اول اینکه: جو بی تفاوتی حاکم بر انتخابات در آذربایجان را به نفع رژیم وبا کشاندن مردم به پای صندوق رای بشکند تا با بزرگنایی مشروعیت مردمی خود تبلیغ نماید وبه تبع آن خطرات خارجی متوجه خود را کاهش دهد.
دوم اینکه: شورای نگهبان حامی احمدی نژاد با این کار توازن رای را به نفع احمدی نژاد وبه ضرر موسوی برهم بزند گرچه در ظاهر این دو شخص تفاوت چندانی با هم ندارند.
سوم اینکه: با شکست اعلمی در انتخابات قدرت حرکت آذربایجان که ایشان آن را از ان خود معرفی کردند شکست بخوردو یک نوع غالبیت روانی از جانب نظام وبر علیه آذربایجان به وقوع بپیوندد.
چهارم اینکه: به علت اختلاف فعالین حرکت ملی آذربایجان در مورد تحریم انتخابات وحمایت از اعلمی شکاف عمیقی در بدنه حرکت به وقوع بپیوندد،این یک مورد خطر ناکتر از بقیه موارد است!!
پنجم اینکه: در سطح کلان این شخص با معرفی خود به عنوان فرزندآذربایجان افسار تفکرات مستقل آذربایجانی را گرفته وهمسو با سیاستهای رژیم به پیش ببرد.
ششم اینکه: فعالینی در ستاد وی شروع به فعالیت کنند که همسو با سیاستهای حکومت ودر ظاهر حامی حرکت مردمی باشند تا در آینده با پیش کشیدن فعالیت خود در ستاد اعلمی خود را به عنوان فعالین حرکت معرفی کرده ودر سطح خرد دست به انحراف حرکت بزنند.
از هر منظر که نگاه کنیم اگر دنبال منافع شخصی وجناحی نباشیم وبا یک تفکر بی طرف به قضیه نگاه کنیم متوجه میشویم که شرکت مردم در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران برای هر کس منفعت داشته باشد دقیقا وصد در صد به ضرر حرکت ملی آذربایجان است،حکومت در تدارک انحراف وشکافتن حرکت ملی آذربایجان است ، این دوره انتخابات با دوران مشروطیت وانحراف آن هیچ تفاوتی ندارد باید با دلسوزی بیشتری و با واقع بینی بیشتری به این انتخابات نگاه کنیم،برای یک بار هم شده باید با قاطعیت به حکومت نشان داده شود که آذربایجان معترض به سیاستهای تبعیض آمیز رژیم است،این کار با شرکت در انتخابات ممکن نیست شرکت در انتخابات جدای از نام کاندیدا یعنی مشروعیت جهانی دادن به نظامی که قاتل صدها جوان معصوم این دیار است،ما چه زود فراموش میکنیم که چند سال پیش با ساده اندیشی پیشه وری وستارخان وشریعتمداری چه بر سر آذربایجان آمد، می خواهیم به حکومتی مشروعیت بدهیم که سه سال قبل در اعتراضات مردم آذربایجان در خرداد ۸۵ یازده نفر را در نقده تیرباران کرد وصدها نفر را مجروه وزخمی کرد میخواهیم به رژیمی مشروعیت بدهیم که اجازه درمان به زخمیهای قیام اعتراضی آذربایجان را در ۸۵ نمیداد تا عده ی زیادی کور وناقص شوند.ولی متاسفانه برخی فعالین آذربایجان با این توهم که آقای اعلمی یا موسوی میتواند حقوق ملی انها را بگیرد تمام آن جنایات را فراموش میکنند، گرچه آقای اعلمی در مجلس به اعتراض پرداختند ولی آیا حقی از حقوق ملت را گرفتند؟اگر زندانیان نقده فردای دستگیری شان آزاد شدند نه به خاطر شعر خواندن های ایشان در صحن مجلس بود بلکه این عقب نشینی های رژیم بخاطر جو ترسناکی بود که جوانان مسلح شده شهر در مقابله با تهاجمات وعدم تمکین دولت در مقابل خواستهاشان در شهر به وجود آورده بودند.
خردادهم به پایان خواهد رسید ولی درصورتی که حرکت آذربایجان تصمیم جدی در تحریم اتخاذ نکند جز ضرر هیچ فایده دیگری نصیب آذربایجان نخواهد شد، چنانچه نام فعالین حرکت ملی در هرکدام از ستادها جلوه کند یعنی گرفتار شدن در باتلاق حکومت یعنی به لجن کشیدن تقدس حرکت ملی با مشارکت در مشروعیت دادن حکومت ورفته رفته از بین بردن خط فاصله بین حرکت ملی آذربایجان و حکومت ایران،یعنی بی ثمر شدن خون شهیدان آذربایجان وشکنجه های فعالین واقعی آذربایجان،این خط فاصله با خون جوانان آذربایجان کشیده شده است.
سولدوز
اردیبهشت ۱۳۸۸
, صدای یک ملت_ _ _ _ _ _ _
نوشته هاي مربوطه
http://www.baybak.com
از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_280.azr
آدرس اینترنتی این مطلب
: ایران گفته است
دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۱۰۰۹ @ ۲:۵۰ ش.ب
عزیزان اینقدر دنبال اختلافات قومی و زبانی نباشید.من فارس نیستم ولی نباید به خاطر زبان ماهیت واصلیت خود را فراموش کنیم.ما همه اقوام ایرانی هستیم.در ضمن ۲ چیز:۱- باید بدونید که این رژیم اونقدر به هم وطنان در استانهای آذری نشین می رسه ،که به خیلی از استانها حتی نصف آنم نرسیده.نباید فقط به خاطر بعضی حرفها وحتی جک گفتن ها بین اقوام ایرانی تفرقه بوجود بیاد،این جکهایی که گفته می شه مختص به یک قوم خاص نمی شه،تقریبا راجب تمام استانهای ایران یک جورایی جک گفته می شه.اینقدر هم این هموطنان کرد رابدنام وخائن جلوه ندید.همین کرد ها بودند(ایلام -کرمانشاه-کردستان)که ۸ سال از مرزهای ایران دفاع کردند.من زیاد از تقسیمات جمعیتی در استان آذربایجان غربی خبر ندارم ولی تا اونجایی که از هموطنان دانشجوی این استان پرسیدم حتی از نصف بیشتر جمعیت این استان را کردها تشکیل دادند.به امید ایران متحد،آزاد و قدرتمند