- بای بک، صدای یک ملت - http://www.far.baybak.com -

زنده باد آذربايجان - Long live Azerbaijan

“شوراي ملي” فارسها براي ايران، “مجلس در تبعيد” براي خودمان – تبريزلي باي بک

باي بک آذربايجان | 2 years قبل منتشر شده است | چهارشنبه, ۲۹- شهریور , ۱۱۰۱۲, ساعت ۰۲:۴۷ [ر.ز] | مقاله ها

. من مطمئن هستم که پيشنهادهايي چون تشکيل مجلس ملي از روس دلسوزي ارائه ميشوند٫ ولي نبايد فراموش کنيم که هر پيشنهاد ناقص و اشتباهي ميتواند همچون سلاحي در مقابل حرکت ملي از سوي دشمنان و مخالفان مورد استفاده قرار بگيرد و به آنها فرصت مانور بدهد.

آذربايجان جنوبي از داخل اداره ميشود، تبعيدي و خارجي نميتواند تصميم گيرنده باشد


حدود دو ماه قبل زمزمه هاي خيز فارسهاي ايرانگرا براي ايجاد يک شعبه جديد از حکومت نزديک به سلطنت طلبي پهلوي گونه نيمه اسلامي در لواي يکپارچگي ايران شروع شدف زمزمه ها جاي خود را به بحثهاي اينترنتي داد و سپس يک منشوري ارائه داده شد و بعد از انهم کميته اي براي پيشبرد اهداف شوراي ملي ايران تعيين شد. مهم اينکه، اين شورا، منشور ناقص و ناقض ماده هاي خود منشور، اعزاي کميته و اهداف واقعي شوراي موصوف همچنان در هاله اي از ابهام قرار دارند. ۱

حدود دو ماه قبل زمزمه هاي برخيها و بعضيها براي تشکيل مجلس ملي آذربايجان در تبعيد! شروع شده بود و در پس جلسه هاي اينترنتي و تلفنهاي دوستانه و محرمانه! مقاله اي از سوي آقاي علي سليماني منتشر شد. اين مقاله تيتر جالبي داشت: ضرورت تشکيل مجلس ملي آذربايجان در تبعيد و گوناذ تي-وي ۲-۳

حدود بيست ماه قبل من در مقاله اي ۴ (به زبان تورکي) از ضرورت تشکيل دولت موقت براي آذربايجان جنوبي سخن گفته بودم. اين مقاله در ادامه سلسله مباحثات در خصوص اهميت وجود و فعاليت شوراي ملي آذربايجان نوشته شده بود و حاوي اعتقادات و نظرات سالهاي قبل و کنوني من در اين خصوص بود.

سالهاي سال هم در مورد اهميت وجود يک مرکز هماهنگ کننده در حرکت ملي آذربايجان، نظرات و ايده هاي فعالان ملي و سرشناسان آذربايجان گفتگو و تبادل نظر شده بود. متاسفانه، شوراي اتحاد ملي آذربايجان آنگونه که بايد نتوانست حضور خود را تحکيم کرده و فعاليتهاي کارآ و دائمي داشته باشد. فعاليت کوتاه مدت ولي منسجم اوليه هنوز هم اثرات خود را باقي گذاشته است ولي تضعيف اين شورا از سوي افراد و احزاب همان بلايي را سر شورا آورد که بر سر ديگر تشکلات نيز آورده است. نمونه اي ديگر، گاموح اوليه و متحد که عامل شناخته شدن آذربايجان جنوبي بود در اثر سؤمديريت و خيانت خوديها، همچنين فعاليتهاي خائنانه نفوذيهاي مزدور تبديل شد به يک تشکل مرده، زير شاخه هايي چون گادپ و گاموح نوين که در آغاز با ساز و دهل ايجاد شدند و سپس به سکون فرو رفتند. اينها حتي سازمانهاي حقوق بشري، سازمانها حقوق زن، سازمانهاي حقوق کودک و حتي سازمانها حقوق مخالفان بشار اسد هم در دست دارند. نمونه اي ديگر، حزب قدرتمند ولي نامرئي آماج ميباشد که در زمانهاي مخصوص به عرصه تشرف فرموده و امضايي زير تشکل جديدي ميزند و سپس قايم ميشود تا تشکلي ديگر از فروپاشي تشکلات ساخته شده احداث شود و امضايي نياز باشد. نمونه اي ديگر، گاماج، که با هايجک کردن اجلاس گفتگوي عمومي آذربايجانيهاي خارج تشکيل شد و تبديل شد به بازيچه اي ديگر. نمونه اي ديگر، شوراي بين المللي تورکهاي آذربايجان جنوبي! است که در تورکيه و با عدم حضور آذربايجانيهاي جنوبي تشکيل شده و هنوز در ماههاي نخستين، با کودتاهاي سهمگين به هم ريخت! نمونه اي ديگر، گايپ که در آغاز به عنوان دردانه بعضيها گراميداشته شد و سپس اخي شد و دور انداخته گرديد! نمونه هايي چون داک (دو فقره)، گاک، قورتولوش، آمدت، جبهه مستقل آذربايجان واحد و بعضي ديگر از تشکلات نيز يا از ترس و يا به خاطر عدم شجاعت سياسي به زائده هايي تبديل شده اند.

نگاهي به شوراي ملي ايران

منشور ملي! براي تشکيل شوراي ملي ايرانيان! حاوي شانزده بند که سه بند اساسي آن اهداف اصلي منشور را مشخص ميکنند ميباشد. اين بندهاي سه گانه به اين ترتيب نوشته شده اند:
- بند دو: حفظ تماميت ارضي، يکپارچگي ايران و همبستگي ملي ايرانيان
- بند سه: کشور ايران متشکل از اقوام مختلفي است که ملت يگانه ايران را تشکيل مي دهند. ما به برابري حقوقي کامل شهروندان ايران، صرف نظر از قوم، نژاد، رنگ، اعتقادات مذهبي و سياسي و فرهنگي اعتقاد داريم،

- بند يازده: پذيرش اصل ساختار حکومت غيرمتمرکز مبتني بر تقسيم قدرت ميان بخش هاي مختلف کشور

در نگاهي کوتاه به بندهاي شوراي ملي ايران، تناقضهاي فاحش به چشم ميخورد.
نخستين تناقض در بند يک نهفته است. اين منشور اعلام ميکند که به مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر (۱۹۴۸) وفادار خواهد بود. اما، در بند دو همين سوگند را زيرپا ميگذارد. چرا که در کنوانسيون بين المللي حقوق بشر، ماده ۱ و ۲ به آزاد و برابر زاده شدن انسانها، به برابر بودن تمامي حقوق و آزاديهاي فردي و همچنين عدم وجود تبعيض نژادي، زباني، ديني و غيره بين انسانها تاکيد ميکند. بنابراين، براي اجراي اين کنوانسيون، گنجاندن برخي ماده ها در محدود ساختن حقوق “غير فارسها” و به ديده “پست” نگاه کردن به “غير خوديها” امري غير قابل قبول خواهد بود.
بند دو منشور موصوف دقيقا در تضاد با کنوانسيون جهاني حقوق بشر نوشته شده است. تاکيد قاطع بر تماميت ارضي و همبستگي اجباري ملت ساختگي ايران جايي در دموکراسي و حقوق انساني نخواهد داشت.
بند سه منشور موصوف نيز دقيقا به منظور تحقير غيرخوديها نوشته شده است. تاکيد بر وجود ملت کذايي و غيرواقعي ايران، شما بخوانيد فارس، و قوم خواندن ملل ديگر کاملا مغاير با حقوق جهاني بشر و دموکراسي ميباشد.
فارسهها و ايرانگرايان سنتي و مدرن هميشه از فدراليسم فراري بوده اند و تاکنون موردي مشاهده نشده است که يک حزب فارس فدرال وجود داشته باشد! متاسفانه احزاب فدراليست خواه آذربايجاني هنوز هم بر اهداف خود پافشاري ميکنند در حالي که هيچکس انها را قبول ندارد. اما، جالب اينکه منشور ملي ايرانيها هرچند فدراليسم را راهکاري براي جلوگيري از استقلال ملل تحت ستم قبول کرده است، وي همين بند به خودي خود تحريف فدرال خواهي بوده و با اعتراف ظاهري به ضرورت اداره ايران به صورت غيرمتمرکز، با تمهيدها و حيله هايي تلاش در محدود ساختن قدرت دولتهاي محلي دارد.

با اين توضيح کوتاه در خصوص تنها سه بند از منشور کذايي، ميتوان دريافت که اين برنامه مبهم و کال نيز براي ايجاد هيجان کاذب، مخصوصا در دنياي مجازي اينترنتي ميباشد و نميتوان آنرا جدي تلقي کرد. ولي، با توجه به تشکيل شوراهاي ملي در کشورهاي عربي-آفريقايي قبل از اشغال آنها توسط نيروهاي غربي، بايد گوشها و چشمها را باز نگهداشت. اين امر از سالها قبل توسط نگارنده به فعالان ملي گوشزد شده و درخواست اتحاد عملي از سوي آنها شده است.

نظري بر ماهيت تئوري تشکيل مجلس در تبعيد

من ميخواهم نامه اوليه آقاي سليماني را به دو قسمت تقسيم کنم:
۱- چرائي احساس ضرورت تشکيل مجلس در تبعيد براي آذربايجان جنوبي
۲- محوريت و ستون مجلس پيشنهادي

۱- آقاي علي سليماني در مقاله اول خود پس از توضيح برخي وقايع مرتبط با زلزله هاي اهر-ورزقان (۱۱ آگوست ۲۰۱۲) و عدم اعتناي دولت مرکزي براي کمک به مردم مصيبت ديده، و مخصوصا سکوت تلويزيون سراسري در پوشش دادن خبرهاي زلزله، اين نياز را احساس ميکند که مردم آذربايجان بايستي تريبون خود را داشته باشند. به همين منظور، علي سليماني از تلويزيون گوناذ نامبرده و مخصوصا اقدامات آن کانال را پررنگتر ميبيند. آقاي سليماني که حضور پررنگي در اينترنت دارد ناخواسته فعاليتهاي شبانه روزي فعالين گمنامي را که اخبار و عکس و ويدئوي زلزله را در سايتهاي اشتراک خبر ارسال ميکردند، و سايت گوناذ از آنها بهره ميبرد، ناديده ميگرد. اين اقدام يک اشتباه فاحش ميباشد، اگر عمدي باشد نابخشودني.

۲- پس از اين توضيحات، آقاي سليماني توضيح ميدهد که هيجانات ايجاد شده در اثر زلزله بهانه اي باشد براي ايجاد اتحاد. ايشان معتقدند که بايد اختلافها را کنار گذاشت و متحد شد. ولي تعجب آور اينکه، ايشان جمله اي بدين مضمون در مقاله خود گنجانده اند: “… تمام شخصيتهاي ملي ما و لو اينکه با مديريت گوناذ داراي يک فکر و انديشه اي نباشند.”. اين جمله و تعريف و تمجيد از تلويزيون موصوف به بهاي ناديده گرفتن منابع خبري بدون ادعاي آن در صداقت نويسنده شک ايجاد ميکند. چرا که معني اين جمله به معني اين است که همه بايستي در زير يک چتر جمع شوند و حتي اگر با افکار و اقدامات مخرب شخص احمد اوبالي مخالف باشند، اين اختلافات را به کناري گذاشته و به تعامل رضايت دهند. کنه مطلب اينکه، گويا رئيس مجلس را هم انتخاب کرده اند و مخالفان با اين رئيس بايستي سکوت کنند!
در جمله اي ديگر ميخوانيم: “… طلب زمان نيز آن است که در زير مجموعه اي قرار داشته باشيم و قطعا اين مجموعه مي تواند در نجات ملت ما نقشي تعيين کننده داشته باشد، و آن مجموعه جز مجلس ملي چه ميتواند باشد؟”. اين جمله ميتواند دو معني داشته باشد، معني نخست آن اين است که هر فرد آذربايجاني با هر فکري ميتواند در مجلس عضويت داشته باشد. اين، امري محال و منتفي است. معني دوم اين است که خود برگزيدگان و اعضايي که در مجلس دستي خواهند داشت وظيفه تعيين آينده آذربايجان را به عهده خواهند گرفت. مجلسي که بدون انتخابات عمومي تشکيل يابد و رئيسش نيز از قبل انتخاب شود چگونه خواهد توانست حقوق ملي آذربايجان جنوبي را مدافعه نمايد؟

من با خواندن برخي مقالات و پيشنهادات که اخيرا هم تعداد آنها زيادتر شده است متوجه عجله اي در بين نويسندگان ميشوم. از يک سو اين عجله را به جا ولي در مسيري اشتباه ميبينم و از ديگر سو عجله اي کاذب را رصد ميکنم. عجله به جا و در مسيري مناسب نياز کنوني نويسندگان ما خواهد بود. متوجه هستم که اوضاع انقلابهاي عربي شرايط در منطقه را بغرنجتر کرده است، ولي فراموش نکنيم که اين انقلابها و ماهيت آنها با خواست ما همخواني نخواهد داشت.

مقاله نخست علي سليماني و مراوده هاي موجود موجب شد تا برنامه اي تلويزيوني نيز براي همين موضوع تهيه شود. دکتر انصاري به عنوان مهمان دعوت شده بود، استفاده از حضور ايشان و کشيدن بيننده به پاي تلوزيون براي شنيدن راجع به مجلس در تبعيد نيز از شگردهاي خاص مديران مجلس بود! برنامه با تلفن تني چند اجرا شد و آقاي سليماني نيز به عنوان نتيجه گيري، مقاله دوم خود را منتشر نموده اند. در مقاله دوم ايشان به مواردي برميخوريم که خالي از اشکال نميباشند.

نخستين مشکل من با اين مقاله اين است که نويسنده مدعي شده است که استقبال گسترده اي از پيشنهاد ايشان شده است. با در نظر داشتن اين مورد که مقاله ايشان فقط در اينترنت و چند سايت محدود منتشر شده است، و با توجه به اينکه در داخل آذربايجان هيچگونه حرکتي در اين مورد ديده نشده است، اين ادعا کاملا تحريف شده و اغراق آميز است.

دومين مشکل من طرز نتيجه گيري علي سليماني از برنامه تلويزيوني احمد اوبالي در مورد مجلس در تبعيد ميباشد. اين جمله را آقاي سليماني نوشته اند: “… البته نظر سنجي بسيار مناسب و قابل توجهي نيز بود که با توجه به آن ميتوان به نتيجه کلي دست يافت ما ده تلفن کننده داشتيم…”. ده تلفن کننده براي موضوع بسيار مهم و گسترده اي چون تشکيل يک مجلس ملي براي آذربايجان جنوبي نميتواند امر بسيار مهمي تلقي شود! و غيرقابل باورتر اينکه، در موردي به اين گستردگي، دو تلفن کننده مرجع قرار گرفته شده و به نا به ادعاي نويسنده، نتيجه کلي را نشان دهد!

البته آقاي سليماني از استقبال بي نظيري سخن گفته اند که شامل سايت فيسبوک (۳ نفر در صفحه گوناذ به اين مقاله “لايک” زده اند*) و سايت تريبون عليرضا اردبيلي ميباشد. سايت تريبون با دارا بودن سيستم شمارش ولايت فقيهي، در هر ثانيه تعداد بازديد کننده حاضر در سايت را بالاي ۶۰۰ نفر نشان ميدهد! در حالي که رتبه اين سايت در آلکسا نزديک دوميليون ميباشد! ولي سايتهايي با بيننده به مراتب کمتر در رتبه اي چون پانصدهزار قرار دارند! دستکاري در نتايج شمارش در سايت ولايت فقيهي فدراليستهاي ماسکدار و ايرانگرايان خجالتي دور از انتظار نميباشد ولي اتکا به آن شمارشها و قبولاندن برخي ادعاها مشکل ساز خواهند بود.
من منکر اين نيستم که اينگونه مقالات خوانده ميشوند و يا مورد بحث نيز قرار ميگيرند، مسئله من در اين است که يک پيشنهاد بدون پايه و استدلال، يک پيشنهاد غير عملي نميتواند مسير درستي براي ايجاد اتحاد تلقي شود.

مجلس چيست؟

مجلس به دو معني ميتواند مورد بحث واقع شود:
آ) مهماني خودماني، تجمع کوچک، محفل دوستانه
ب) مرکز قانونگذاري براي يک کشور
بدون شک منظور علي سليماني از تشکيل مجلس ملي در تبعيد تعريف نخستين نبوده است. چرا که هم توضيحات ايشان، و هم اسم مجلس اين تعريف را رد مينمايد.
پس معني دوم را کمي بيشتر ميشکافيم تا به چه بودن و چه کردن مجلس ملي نظري کرده باشيم.
نخستين لازمه تشکيل يک مجلس اين است که يک کشوري وجود داشته باشد.
دومين لازمه اين است که يک کشور داراي احزاب سياسي شناخته شده باشد.
سومين لازمه اين است که مردم يک کشور فرصت و تقاضا براي ايجاد مجلس داشته باشند.
چهارمين لازمه اين است که انتخابات براي تعيين اعضاي مجلس برگزار شده باشد.

در همين چهار مرحله ميبينيم که طرح پيشنهادي علي سليماني کاملا غيرعملي و مردود ميباشد.

بحث در اينگونه موارد که از ريشه مشکل دارند فقط اتلاف وقت و هدر دادن قدرت فکري خواهد بود. شايد برخيها تلاش کنند اين ادعا را با تغيير نام يا ديگر ترفندها عملي جلوه دهند، ولي، نبايد بيهوده به وقت تلف کني پرداخته شود.

نويسنده ادعا ميکند که: “… وحدتي که تمام گروههاي فکري در آن اشتراک عملي داشته باشند از طرفداران استقلال و فدراليسم گرفته تا تمام شخصيتهاي ملي ما…”. اين چگونه اتحادي خواهد بود که هواداران افکار متضاد ايجاد خواهند کرد؟

در سال ۲۰۰۶ مقاله اي در خصوص اتحاد نوشته بودم. مقاله به زبان تورکي و با تيتر (به ترجمه فارسي): “اتحاد، اتحاد چه چيز؟” ۵ نوشته شده بود. اين مقاله را بار ديگر در سال ۲۰۰۹ منتشر کرده بودم ۶ چرا که در آن روزها نيز بحث اتحاد و دور راندن دشمنان! شروع شده بود. امسال نيز بحث اتحاد دوباره از سوي افرادي شروع شده است که باني و باعث اختلاف و تجزيه سياسي هستند! يعني، هر سه سال بايد يک جنگ رواني اتحاد شروع شود، برخي تشکلهاي مشکوک ايجاد شوند، تشکلهاي واقعي دور رانده شوند و فعالان ملي سرخورده و مورد خيانت واقع شده از ميدان فرار کنند!

من مطمئن هستم که پيشنهادهايي چون تشکيل مجلس ملي از روس دلسوزي ارائه ميشوند٫ ولي نبايد فراموش کنيم که هر پيشنهاد ناقص و اشتباهي ميتواند همچون سلاحي در مقابل حرکت ملي از سوي دشمنان و مخالفان مورد استفاده قرار بگيرد و به آنها فرصت مانور بدهد.

آذربايجان جنوبي از داخل اداره ميشود، تبعيدي و خارجي نميتواند تصميم گيرنده باشد

تبريزلي باي بک
۱۸/۰۹/۲۰۱۲
کرويدون

-
۱- [1] www.farakhanmeli.org
۲- [2] www.gunaz.tv/per/۱۴/articleCat/۱/articleID/۲۵۳۲.html
۳- [3] www.gunaz.tv/per/۱۴/articleCat/۱/articleID/۲۵۵۷-۲.html
۴- [4] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۱_say_۷۵۲۲.azr
۵- [5] www.baybak.com/Baybak/?p=۳۱۳۹
۶- [6] baybak.com/say_۱۲۷۶.azr

* [7] www.facebook.com/GunazTv/posts/۳۷۳۲۶۲۴۰۹۴۱۰۲۸۹

برخي از مقاله هاي من در اين خصوص را مطالع نمائيد:

-
- Dünya Azərbaycanlılarının III-cü Yaltaxlıq Qurultayı sona ərdi!
[8] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۱_say_۸۵۹۱.azr
۰۷/۰۷/۲۰۱۱
- “Dünya Güney Azərbaycan Türklərinin I Forumu” Farsları qəzəbləndirib, Türkləri əndişəyə salıb
[9] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۲_say_۱۱۳۱۴.azr
۱۴/۰۵/۲۰۱۲
-Millət-Milliyət anlamına və modern anlayışa qıssa baxış, dərzi qonusu
[10] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۷۰۴۱.azr
۰۴/۱۱/۲۰۱۰
-Millətçi Azəri, yalançı Türk və Şarlatanlar
[11] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۶۳۹۶.azr
۲۹/۰۴/۲۰۱۰
-Azərbaycan səbətinə zay alma qoyanların yalançı harayları
[12] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۶۱۸۱.azr
۲۷/۰۲/۲۰۱۰
-

متن مقالات علی سلیمانی:
ضرورت تشکیل مجلس ملی آذربایجان در تبعید و گوناذ تی-وی – علی سلیمانی

یکی از حوادثی که اخیرا در آذربایجان توانست در صدر اخبار خبرگزاریها قرار گیرد زلزله مورخه ۲۱ مرداد ماه در منطقه قره داغ آذربایجان بود که حکومت مرکزی، سعی در پنهان کردن آن داشت. این پنهان کاری از زاویه های مختلفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل گران جنبش سبز، آن را ناشی از عدم مدیریت صحیح در سیستم حکومتی دانسته و اظهار نمودند که غرضی در کار نبوده بلکه سیاستهای غلط حکومتی موجب عدم اطلاع رسانی در آن گردیده است ، گرچه هزینه این امر بیش از آنچه دولتمردان و مخصوصا رهبری تصور میکرده، بوده است. فعالین حرکت ملی آذربایجان با نگرشی دیگر به موضوع نگاه کرده و آن را مورد ارزیابی قرار داده و آن را عدم توجه حاکمیت به موضوع ملیتها تلقی کرده اند.
فعالین حرکت ملی آذربایجان با استناد به اخبار و مصاحبه هایی که از طرف ارگانهای منسوب به حاکمیت منتشر شده ، طبق آن در عمدی بودن عدم نجات آسیب دیدگان از زیر آوارکه موجب کشته شدن عده کثیری از هموطنانمان گردید، هیچگونه تردیدی نمی کنند.( متاسفانه هیچوقت آماردرستی از کشته ها منتشر نشد) تنها امدادگران، مردم محلی و افرادی که از استانهای همجوار بودند، توانستند عده زیادی را از زیر آوارها نجات دهند . بنا به مصاحبه های مقامات دولتی از جمله نماینده ورزقان در مجلس بعد از ۲۴ ساعت ستاد بحران در استان تشکیل یافته ودر هفت ساعت اول بعد از زلزله هیچگونه امداد رسانی انجام نگرفته و نیروهای دولتی نیز دست به هیچ اقدامی نمی زنند، با وجود اینکه از اولین ساعات وقوع زلزله رئیس ستاد بحران کشور آقای حسن قدمی در منطقه حادثه حضور یافته بودند. در شب نیز با دستاویز اینکه امکانات امدادی وجود ندارد، آقای حسن قدمی دستور تعطیلی امدادرسانی را صادر می کنند.
رادیو تلویزیون دولتی نیزکه زیر نظر رهبری آقای خامنه ای اداره می شود، از انعکاس هرگونه اخبار مربوط به زلزله خوداری کرده و برنامه جنگ شادی برگزار کرده و تنها با چند زیرنویس، وقوع زلزله را اعلام می کند. بر رسی و دقت در این امر، نه تنها بی دقتی در مدیریت را نمی رساند بلکه حاکی از عمدی بودن عدم همکاری گروههای امداد و نجات دولتی بوده و می باشد. با وجود اینکه در مناطق زلزله زده هیچ امکانات دولتی در مورخه ۲۲ مرداد ماه وجود نداشته ، آقای حسن قدمی رئیس ستاد بحران کشور در مصاحبه با ایسنا میگوید نیازی به کمکهای استانهای همجوار نیست. ضمن عدم کمکهای خارجی از جمله کمکهای دولتهای ترکیه و آذربایجان که می گویند عدم قبولی این کمک ها با توجه به مسایل سیاسی بوده است که ما نسبت به آن حرفی نداریم .(گر چه این امر رسما اعلام نشده اما نیروهای اطلاعاتی به کسانی که از طرف اطلاعات تهدید میشده اند گفته اند) اما عدم پذیرش کمکهای استانهای همجوارچه دلیلی میتواند داشته باشد و حاکمیت چه توجیهی نسبت به آن دارد؟ حالا آقایان اصلاح طلب ها و خلجی ها چگونه این موضوع را ارزیابی میکنند ما آن را به وجدان خود آنها واگذار می کنیم تا صادقانه قضاوت کنند.
رهبری بعد از ۳۰ ساعت در یک سطرونیم به زلزله زدگان پیام تسلیت ( بعد از کاخ سفید امریکا) فرستاده است. جناب احمدی نژاد ریاست محترم جمهور یک روز زودتر از موعود مقرر برای شرکت در کنفرانس اسلامی عازم عربستان می شود و رئیس هلال احمرنیز به لیبی می روند. آیا تمام اینها بی توجهی به عمق فاجعه را نشان نمیدهد؟
در زمانی که همه مطبوعات دولتی و رادیو تلویزیون مقام عظمای دیکتاتوری ولایت فقیه در برابر این فاجعه بزرگ سکوت کرده بودند، تنها رسانه ای که توانست صدای مظلومیت مناطق زلزله زده را به گوش مردم آذربایجان رسانیده و در جهان منعکس کند تلویزیون گوناذ تی وی بود. گوناذ تی وی توانست در مدتی بسیار اندک عده زیادی از جوانان داوطلب آذربایجانی را بسیج نموده و آنها را به دور افتاده ترین مناطق زلزله زده بفرستد و این جوانان پرشور و انقلابی و جان بر کف ضمن کمکهای بی دریغ به مردم با تهیه عکس و فیلم اخبار زلزله را در مدتی بسیار کوتاه و تحسین برانگیز به تمام نقاط دنیا از طریق گوناذ برسانند. تلاش شبانه روزی مدیریت گوناذ نقطه بسیار عطفی در حرکت ملی آذربایجان در زمینه خبر رسانی زلزله بود. جوانان ما بدون واهمه از فشارهای دژخیمان وزارت اطلاعات و بدون اینگه گرایشات فکری و جناحی را در داخل در نظر بگیرند ، همه دست به دست هم داده و برای هدفی مقدس ، همانا که کمک به زلزله زدگان بود، با رهنمودهای گوناذ بسیج شده بودند و شاید در طول عمر ۸ ساله گوناذ، چنین اتفاقی ، کم نظیر بود. این حرکت آن را ثابت کرد، آنهایی که فکر میکردند که حرکت ملی آذربایجان نمی تواند متشکل شود، خیالی باطل بوده و می باشد.
این حرکت بسیار موثر گوناذ، رژیم راسیستی تهران را به قدری به خشم آورد که با تمام نیرو به تبلیغ بی امان بر علیه گوناذ و حرکت ملی آذربایجان وا میدارد. اغلب خطبه های نمازهای جمعه شهرهای آذربایجان در هفته گذشته بر علیه گوناذ تی وی و شخص احمد اوبالی و حرکت ملی آذربایجان بود و دهها سایت بر علیه ان مطلب نوشته و حتی اعلامیه هایی جعلی با نام دانشجویان تبریز از طرف وزارت اطلاعات، نوشته شده و پخش گردیده است. این مطلب آن را می رساند که عملکرد گوناذ در سطح افکار عمومی آذربایجان نه تنها مقبول، بلکه بسیار موثر بوده است.
اما آن چیزی که برای ما و فعالین حرکت ملی آذربایجان مطرح می شود آن می باشد که این شور و شوقی که در جامعه ما بوجود آمده، چگونه میتوانیم به پاسداری از این حرکت بپردازیم؟ زلزله آذربایجان واقعا یک فاجعه بسیار دردناکی برای ملت ما بود اما با بررسی دقیق آن دستاوردهای بسیار خوبی نیز برای ما داشته، که چگونه بر بحرانهای تشکیلاتی خویش غلبه کنیم. تنها با ایثار و از خود گذشتگی فعالین و مخصوصا مدیریت گوناذ میتواند واقعیتهایی که برای ما رویایی به نظر می رسید، شکل عملی و واقعی به خود بگیرد. این شور و شوقی که در جامعه ما بوجود آمده و زمینه های عینی آن مهیا شده ، تنها با ایثار میتواند تمام نیروهای حرکت ملی را به دور خود جمع نماید. ما میتوانیم از نقطه های مشترکی که داریم به تحمل همدیگر بپردازیم و تضادهای خودمان را حل و فصل نماییم قطعا به نتایج بسیار مثبتی میتوانیم دست یابیم، و به خاطر مصالح حرکت ملی آذربایجان جاه طلبی ها و کین و کدورتها را فراموش کنیم و به این مسئله بیاندیشیم که چگونه میتوانیم وحدت ملی در بین خود بوجود بیاوریم ، وحدتی که تمام گروههای فکری در آن اشتراک عملی داشته باشند از طرفداران استقلال و فدرالیسم گرفته تا تمام شخصیتهای ملی ما و لو اینکه با مدیریت گوناذ دارای یک فکر و اندیشه ای نباشند. ما باید دراین شرایط حساس یک مجلس ملی برای آذربایجان در تبعید تشکیل دهیم. باید این را قبول کنیم که مجلس از طرفداران یک فکر تشکیل نمیشود بلکه عصاره تمام فکرها و اندیشه های مختلف اجتماعی بوده و میتواند باشد و اما تصمیم آن میتواند برای حرکت ملی آذربایجان ، بسیار ارزشمند باشد و حرکت ما را از حالت سکون در آورده و سیال سازد و آن وقت نیز ما میتوانیم اعتماد عمومی جامعه آذربایجان را در داخل به خود جلب نماییم. و باز ما باید آن را قبول کنیم که جهان آبستن حوادث بسیار بزرگی است و اتفاقات جهانی حتی فراتر از تصور ما بوده و می باشد و روند این حوادث بقدری سریع است که ما قادر به تحلیل همه آنها نبوده و نمی باشیم و طلب زمان نیز آن است که در زیر مجموعه ای قرار داشته باشیم و قطعا این مجموعه می تواند در نجات ملت ما نقشی تعیین کننده داشته باشد، و آن مجموعه جز مجلس ملی چه میتواند باشد؟ ضمن آنکه ما تمام پتانسیلهای خود را به کار میگیریم ، باب دیالوگ با جهان را نیز بر خود هموار می سازیم.
گوناذ تی وی میتواند با پتانسیلهای موجود و همچنین بوجود آمده در شرایط کنونی آذربایجان در این خصوص گامهای عملی بردارد و با فراخوانی از تمام گروههای سیاسی و تشکیل گروههای حسن نیت با همکاری و همخوانی با تمام گروههای موجود ، میتواند باب مذاکرات را گشوده وبا اختصاص برنامه هایی به این گروهها ، بدون مداخله در افکار و اندیشه های آنها ، زمینه های عینی این همبستگی را بوجود بیاورد. قطعا ما میتوانیم نتیجه های بسیار مثبت و مطلوبی به دست آوریم. چه اشکالی دارد حتی این تشکل بر خلاف افکار اندیشه های فردی باشد. ما باید بپذیریم که حرکت و عملکرد ما حرکتی موازی است و ما نباید نسبت به نفی همدیگر بپردازیم .
۲۷-اوت-۲۰۱۲

ضرورت تشکیل مجلس ملی آذربایجان در تبعید (۲)
علی سلیمانی
بعد از نشر مقاله ضرورت تشکیل مجلس ملی آذربایجان در تبعید، پیامهای امیدوار کننده زیادی که حتی دور از تصور نیز بود، به اینجانب رسید که بسی مایه امیدواری آن را میتوان تلقی کرد. اعلام آمادگی دوستان و فعالان حرکت ملی آذربایجان در تشکیل این نهاد ملی حاکی از شرایط بسیار مناسبی است که همه اقشار چه در داخل و چه در خارج نسبت به آن احساس می شود. در تشکیل چنین مجموعه ای بنده به هیچ فردی برخورد نکردم که مخالفتی داشته باشند. تنها مواردی که مطرح شد که تعداد آنها هم بسیار کم بود نسبت به نام آن می باشد که معتقد هستند مجلس نهادی است که تنها با انتخاب مستقیم مردم ممکن و مشروعیت می یابد. در مصاحبه ای که اینجانب به اتفاق جناب آقای دکتر انصاری با گوناز تی وی انجام دادیم این بحث باز هم مطرح شد، البته نظر سنجی بسیار مناسب و قابل توجهی نیز بود که با توجه به آن میتوان به نتیجه کلی دست یافت ما ده تلفن کننده داشتیم که سه تای آن مخالف نام مجلس بودند وسه تای دیگر آن می گفتند که نام آن مهم نیست هر چه باشد چنین تشکلی برای ما ضرورت داشته و باید بوجود بیاید اما چهار تلفن کننده که دونفر آن از داخل بودند تاکید داشتند که مجلس نامی مناسب بر این نهاد میتواند باشد. تماسهای دوستان از داخل ولایکهایی که به مقاله فوق در فیس بوک اینجانب که اکنون هم در فیس بنده موجود می باشد همگی از استقبال بی نظیر از ایده مجلس بوده و می باشد. تنها در سایت تریبون بیش از ۲۵۰۰ نفر این مقاله را خوانده اند و سایت های زیادی آن را در صفحه های خود جای داده بودند که آذوح – گونازتی وی – تریبون آزاد – ایران گلوبال – ارمو ایشچیلری – یورد نت و تعداد زیادی از دوستان نیز که من آنها را فراموش کرده ام در سایت های خود جای داده بودند (از همه این سایتها جدا عذر میخواهم که نام آنها به علت فراموشی در اینجا آن را ذکر نکرده ام) جمعیت زیاد خوانندگان مخصوصا از داخل و پیام آنها به اینجانب آرزوی دیرینه تشکیل چنین نهادی را بیان میکند.
اما آنچه بنده را وادار به انتخاب نام مجلس کرد، آن بود که اندیشه های مختلفی در حرکت ملی آذربایجان وجود دارد که متاسفانه، مانع وحدت عملی، در حرکت ملی آذربایجان می باشد . با توجه براین موارد مصمم بر آن گردیدم که مجلس در تبعید را پیشنهاد نمایم که نسبت به اعضای آن هیچگونه محدودیت فکری وجود نداشته باشد. مجلسی که عصاره تمام گروههای فکری و سیاسی بوده و باید آنها را تمثیل نماید. در این صورت گروهها و تشکلهایی میتوانند در آن موفق باشند که به صورت دمکراتیک افکار و اندیشه های خود را ارایه نموده و توانایی یارگیری راداشته و آرا عمومی جمع را می توانند به خود جلب نمایند. و چنین جبهه بندی نیز غیر عادی هم تلقی نمی شود، این مورد آن چیزی است که در تمام مجالس و پارلمانهای دنیا متداول هست و هیچ کسی هم نمی تواند بر آن منتقد شود و دیگر مزیت آن این است بدون اینکه ما از تفکر واندیشه های خود دست بکشیم میتوانیم در کنار هم به عقاید همدیگر احترام گذاشته و به تحمل هم پرداخته و در جهت منافع ملی حرکت تصمیمات لازم را اتخاذ نماییم و در جامعه جهانی نیز بر مبارزات خویش مشروعیت داده و به عنوان یک ارگان رسمی به نمایندگی از طرف ملت خویش با آنها به دیالوگ بپردازیم . حتی این نهاد دمکراتیک الگویی برای تربیت کادرهای آینده ما نیز میتواند باشد. مجلس به عنوان نهادی میتواند مطرح باشد که اندیشه های مختلفی را در ترکیب خود به صورت گسترده داشته باشد اما جبهه و یا شورا با توجه به خطوط تعیین و تعریف شده گستردگی فکری مجلس را نمیتواند داشته باشد بنابراین در خطوط تعریف شده در جبهه و یا شورا ، اعضا ناچار هستند حرکت نمایند اما همانطوریکه گفته شد مجلس دارای این محدویت فکری نیست. مجلس با توجه به گستردگی ترکیب خویش فراتر از جبهه و شورا و احزاب و گروههای دیگر مقبول و مشروعیت بین المللی میتواند داشته باشد و این خود ضمن بیانگر وحدت گروههای مختلف ملت آذربایجان مشروعیت مبارزات ما را نیز میتواند تمثیل نماید.آن چیزی که متاسفانه تا به حا ل نتوانسته ایم در جامعه جهانی کسب نمائیم. گروه، حزب، سازمان ویا تشکلهای مختلف فکری و سیاسی تنها نماینده یک جریان فکری به شمار می آیند در حالیکه مجلس عبارت است ازشکل گیری اقشار مختلف اجتماع ، که نقش نمایندگی جامعه را میتواند داشته باشد .
اما در جواب دوستانی که نسبت به این امر منتقد هستند که مشروعیت مجلس تنها در انتخابات آزاد آن می باشد باید گفت آیا در طول عمر ۳۳ ساله جمهوری اسلامی ، چنین انتخاباتی وجود داشته است ؟ حالا در پشت پرده چه میگذرد با ان کاری نداریم شورای نگهبان عملا مانع انتخابات آزاد در ایران گشته و میگردد. و از آن گذشته در جغرافیای معروف به ایران و حتی در دایره مبارزات ملی آذربایجان استثناهایی داشته ایم که با توجه به شرایط خاص بدون انتخابات از میان معتمدین به صورت انتخابی نمایندگان مجلس برگزیده شده اند . دوره اول مجلس شورای ملی که به احترام مظفرالدین شاه به آن دارالظفر نیز گفته اند در سال ۱۲۸۵ شمسی در کاخ گلستان که تشکیل می شود نمایندگان آن بدون انتخابات برگزیده شده بودند( خاطرات تقی زاده نشر به کوشش ایرج میرزا) با توجه به اوضاع و شرایط نامساعد که امکان انتخابات نبوده، معتمدین مشروطیت صلاح را در این می بینند که بدون انتخابات عده ای از رجال سیاسی و فعال در مشروطیت را برای تشکیل مجلس شورای ملی فرا خوانند و حتی این امر در دوره حکومت فرقه دمکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری در سال ۱۳۲۴ برای تشکیل مجلس نیز بدون انتخابات ، نمایندگان مجلس را بر می گزینند.
این امر تنها اختصاص به ایران نداشته بلکه سوابقی در تمام مبارزات سیاسی خلق های دیگر کشورها وجود داشته و دارد که رهبر مبارزان تبت بر علیه دولت چین جناب دالاما بعد از مهاجرت به هندوستان دولت و مجلس در تبعید را تشکیل میدهند حتی در سال گذشته مخالفین سرهنگ قذافی دولت در تبعید را تشکیل دادند که بعد از سرنگونی رهبریت کشور را تا انتخابات به دست گرفت . آیا این نمونه ها از طرف مردم انتخاب شده بودند؟ ملت ما نیز با توجه به دیکتاتوری جمهوری اسلامی در شرایط خاصی قرار گرفته است. مایی که در جو استبدادی حاکم در ایجاد هرگونه تشکلی از سیاسی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی محروم هستیم و جامعه جهانی نیز این امر را مورد تائید و تاکید قرار میدهند آیا در تیعید برای تشکیل تریبونی قانونی برای ملت خود نمی توانیم چنین حقی داشته باشیم که تمام تفکرها و اندیشه های مختلف را در ترکیب خود داشته باشد؟ چرا این حق برای ملت تبت و لیبی میتواند وجود داشته باشد اما برای ملت آذربایجان نمی تواند وجود داشته باشد؟ این ما هستیم که چنین حقی را باید برای خود ایجاد کنیم. باید این را هر آذربایجانی شرافتمند ووطن پرست موظف است که بداند.
۱۸-سپتامبر-۲۰۱۲

BayBak, All about a Nation, صدای یک ملت
ممکن است برخی از عکسها مرتبط با موضوع نباشد. لطفا دقت نمائید.

مطالب مرتبط:

پیام ۱


  1. : دفاع از تشکيل “شوراي ملي ايران” و برخي ديدگاهها – تبريزلي باي بک گفته است

    چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۱۰۱۲ @ ۲۳:۳۲

    [...] [۲] far.baybak.com/shomareh_۵۷۱۵.azr [...]

RSS خروجی پیام


http://www.baybak.com از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_5715.azr آدرس اینترنتی این مطلب

azeribaybak[at]gmail.com

آدرسهای اینترنتی استفاده شده در این مطلب
[1] www.farakhanmeli.org: http://www.farakhanmeli.org
[2] www.gunaz.tv/per/۱۴/articleCat/۱/articleID/۲۵۳۲.html: http://www.gunaz.tv/per/14/articleCat/1/articleID/2532.html
[3] www.gunaz.tv/per/۱۴/articleCat/۱/articleID/۲۵۵۷-۲.html: http://www.gunaz.tv/per/14/articleCat/1/articleID/2557-2.html
[4] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۱_say_۷۵۲۲.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2011_say_7522.azr
[5] www.baybak.com/Baybak/?p=۳۱۳۹: http://www.baybak.com/Baybak/?p=3139
[6] baybak.com/say_۱۲۷۶.azr: http://baybak.com/say_1276.azr
[7] www.facebook.com/GunazTv/posts/۳۷۳۲۶۲۴۰۹۴۱۰۲۸۹: http://www.facebook.com/GunazTv/posts/373262409410289
[8] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۱_say_۸۵۹۱.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2011_say_8591.azr
[9] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۲_say_۱۱۳۱۴.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2012_say_11314.azr
[10] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۷۰۴۱.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2010_say_7041.azr
[11] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۶۳۹۶.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2010_say_6396.azr
[12] www.azr.baybak.com/il_۲۰۱۰_say_۶۱۸۱.azr: http://www.azr.baybak.com/il_2010_say_6181.azr