- بای بک، صدای یک ملت - http://www.baybak.com -
«آژیر» سناریویی دیگر برای شکستن غرور ملی آزربایجان جنوبی – اوجالان ساوالان
باي بک آذربايجان | چهارشنبه, ۲۵- شهریور , ۱۱۰۰۹, ساعت ۲۱:۲۴ [ش.ب] | مقاله ها
![]() |
. | خانم دکتر فارس خندان(فردوسی) چنین تحلیل روان شناختی ارئه می دهد:«این شخص (خان محمد) مسلماً اختلال شخصیّت داشته است!!!که ما در روان شناسی به آن رفتارهای تکانشی یا تکانه ای می گوییم!یعنی همان جنون آنی! ما هیچ اطلاعی از زندگی شخصی و رفتارهای این شخص در زندگی خانوادگی اش نداریم»!!!
یک سؤال از خانم دکتر خندان فارس:پس به چه حقی و با استناد به کدام شواهد و قرائن علمی و تجربی و بالینی چنین حکم روان شناختی صادر می کنید؟!!چگونه یک کسی که دکترای روان شناختی دارد و به عنوان یک کارشناس ،پای ثابت تمام برنامه های روان شناختی فارسی در تمام شبکه های حکومت منحوس نژادپرست |
(دقت: تيتر مقاله به صورت “«آژیر» سناریویی دیگر برای شکستن غرور ملی ملت تورک آزربایجان جنوبی” ميباشد ولي از آنجائي که آذربايجان جنوبي داراي ملت مختص به خود نبوده و بخشي از ملت بزرگ تورک ميباشد٫ باي بک با حذف دو کلمه که باعث ايجاد شبهه ميشد اين مقاله را منتشر ميکند. همچنين بايد در نظر داشت که فعالان ملي ميتوانند با دقتي که نويسنده محترم به برنامه هاي رژيم شوونيستي دارند برخي از روشنگريهاي مسلم را با ارائه مدارک زنده و جديد از سياستهاي رژيم اشغالگر فارس به انجام برسانند.)
به نام حق
صحنه هایی تأثرآور:التماس دخترکان «خان محمّدِ» قاتل، که گریه کنان و التماس کنان در پای برادر مقتول می افتند و با گریه و زاری از او و دیگر«اولیای دَم» تقاضای رحم و بخشش می کنند و با گریه و زاری و التماس و لابه، گذشتن از خون پدرشان را می خواهند.صحنه هایی که به بهانه های مختلف و« بدون حذف و سانسور» چندین بار در برنامۀ تلویزیونی «آژیر»شبها از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران(یکی از چندین شبکۀ تلویزیون دولتی فارسی زبان جمهوری اسلامی ایران )پخش شده و می شود. صحنه هایی بسیار تکان دهنده و دلخراش:درست شبیه صحنه های التماس دخترکان حسین و خاندانش در کربلا است که در «شبیه خوانی های روز عاشورا»، در روستاهای آزربایجان جنوبی اجرا می شود و در آن دخترکان یا پسرانی که شبیه دخترهای کوچک را بازی می کنند و لباس دخترانه پوشیده اند، یکباره و موج وار به سوی علی اکبر و قاسم و ابوالفضل و حسین هجوم می برند و به پای آنها می افتند و تقاضا می کنند که به میدان جنگ ابن زیاد و عمرسعد و شمر و یزید نروند و آنها را تنها و بی پناه در آن دشت کربلا رها نسازند.
به راستی هدف تلویزیون نژادپرست دولتی فارسی زبان رژیم ملایی «فارس- شیعه» از نشان دادن چندین بارۀ این صحنه ها،آن هم با زبان اصلی (زبان ممنوع و مظلوم تورکی آزربایجانی) و بدون حذف و سانسور چیست؟آیا همان گونه که مجری برنامۀ آژیر اعلام می کند ، صرفاً بررسی روان شناختی و جامعه شناختی یکی از پدیده های شوم اجتماعی در جامعۀ امروز ایران مدّ نظر است؟اگر این طور است و کارگردان و تهیه کنندگان چنین برنامه ای واقعاً «قصد خیر» دارند پس چرا حرمت و آبروی اشخاص درگیر در پروندۀ قضایی (که البته هر دو طرف تورک و از ملت استعمار شدۀ تورک آزربایجان هستند)حفظ نمی شود و عکسها و شخصیتها در خانه و در دادگاه ،بدون هیچ گونه تار کردن چهره و سانسور و …نشان داده می شوند؟آیا حفظ حرمت فقط مخصوص فارسهای اصفهان و کرمان و یزد و…است و این قانون انسانی شامل حال ملت تورک آزربایجان نمی شود؟
آیا برای نشان دادن چندین و چند بارۀ صحنه های اعتراف خان محمد فقیر و درمانده و بدبخت و اظهارات همسرش که گناهی جز یک زایمان آن هم در پایتخت نژادپرست ترین و پلیدترین کشور جهان،ایران فارس پرست منحوس ،ندارد و اظهارات دقیقاً دست چین شده و برنامه ریزی شده برادر متهم و برادران مقتول توجیهی منطقی وجود دارد؟روی سخنم نه با فارسهای نژادپرستی است که چنین برنامه هایی را دقیقاً با اهداف نژادپرستانه می سازند و با اهداف شوم نژادپرستانه برای هفتاد میلیون نفوس تورک و غیر تورک ایران ،به کرّات پخش می کنند بلکه با انسانهای ملت بزرگ و ۳۵ میلیونی تورک آزربایجان است که در تهران و حاشیه های آن به ویژه در ورامین یا کرج و اسلام شهر و مناطق این چنینی اکثریت انسانهای این کلان شهرها را تشکیل می دهند:آیا در قانون اساسی تحمیلی رژیم منحوس فارس- شیعه اجازۀ چنین هتک حرمتی به مسئولین فارس گروه اجتماعی شبکه ۱ سیمای فارسی و زبان پرست و فارس پرست جهموری اسلامی ایران داده شده است که به دلیل تورک زبان بودن و آزربایجانی بودن و مخصوصاً «فقیر و بیچاره و دربه در بودن» متهم و طرفین دعوا، فارسهای بافرهنگ و فرهیخته(؟) به عنوان ملت برتر و نژاد برتر دارای زبان برتر و ثروت برتر،حق دارند آبرو و حیثیت چند خانوادۀ مظلوم و سیاه بخت تورک آزربایجانی را (البته به صورت «نمادین»و به قصد تبلیغات و توطئه نژادپرستانه به عنوان مشتی از خروار و دو خانواده از میلیونها خانوادۀ مهاجر و مقیم تورک آزربایجانی) بریزند و آنها را در میان ایل و فامیل و آشنایان و ملتشان (ملت بزرگ و مغرور و سرفراز و سربلند و تاریخ ساز تورک آزربایجان) سرافکنده کنند؟
به راستی آیا حکومت پلید فارس- شیعه قصد خیر دارد و در صدد اصلاح است؟در این مقاله ثابت می کنیم که نه!این برنامه و سناریو نیز البته جزء برنامه ها و توطئه های دقیقاً حساب شده راسیسم فارس در طول دوران حیات ننگین این حکومت مذهبی شیعه – فارس به شدت نژادپرست و صرفاً با مقاصد نژادپرستانه و «برای در هم شکستن غرور ملی ملت قهرمان و بزرگ و تاریخ ساز تورک آزربایجان جنوبی و درهم شکستن حس اعتماد و اتکا به نفس انسانهای ملت تاریخ ساز تورک در ایران» ساخته و پخش می شود.
جالب ترین قسمت این سناریوی نژادپرستانه این است که دیشب (شب سه شنبه ۲۴/۶/۱۳۸۸)ساعت:۲۳:۳۰ و در برنامۀ آژیر ،از کارشناسانی برای تحلیل علل این آسیب اجتماعی(و در اصل فاجعۀ انسانی حاصل ۸۴ سال حاکمیّت نژادپرستی و راسیسم فارس)دعوت شده بود:خانم دکتر فردوسی(فارس خندان!)به عنوان روان شناس،قاضی پرونده:محمدی کشکولی و میهمان برنامه ،آسیب شناس اجتماعی: دکتر قرایی مقدم.و موضوع به صورت علمی و دقیق(؟)بررسی و موشکافی شد و تمام علل و عوامل ذکر شد!
از آنجا که از پشت پردۀ مافیای پلید فرهنگی رژیم فارس –شیعه خبر داریم که اقدامات این مافیا حتی عرصۀ «علم و کارشناسی»را آلوده کرده است و بنا به موثق ترین منابع و خبرها از مطمئن ترین افراد از داخل خود صدا و سیما ،«تمامی کسانی که به عنوان کارشناس در کلیّۀ برنامه های علمی و فرهنگی و ادبی شرکت می کنند و «پولهای کلان» به جیب می زنند،قبلاً به صورت برنامه ریزی شده و بسیار دقیق توسط شخص «غلامعلی حداد عادل» نژادپرست فاشیست ضدتورک فارس پرست و فارسی پرست معروف حکومت شیعه- فارس و رئیس فرهنگستان زبان مقدّس فارسی(!)لیست شده و قبلاً به مسئولین برنامه های علمی و فرهنگی هر ۵ شبکه پایتخت داده می شود و هیچ شخصی نه حقیقی و نه حقوقی نه می تواند از این«لیست سیاه»تخطی کند و نه جرأت آن را دارد!بر اساس این حقایق ،خانم دکتر نژادپرست خندان فارس یعنی خانم فردوسی که تمام برنامه های روان شناختی هر۵ شبکۀ دولتی فارس ایران را به قباله اش زده اند و گویی در این مملکت دکترها و متخصصان باسوادتر و آگاه تر از او که برخی از دانشگاههای معتبری مثل سوربن فرانسه مدرک گرفته اند،وجود خارجی ندارند و فقط ایشان و شخص شخیص ایشان حق دارند اظهار نظر و علم وفضل بفرمایند!
با این مقدمات بهتر است سری به جزئیات حادثه و اظهارات کارشناسان برنامه آژیر بیندازیم:ظاهراً موضوع از این قرار است:خان محمد یک گارگر باربری تورک آزربایجانی است که به دلیل فقر مفرط روستایشان و نبودن هیچ کارخانه و شرکت و امکان کار در هیچ کدام از شهرهای آزربایجانی جنوبی و صرفاً برای سیرکردن شکم خودش و زن و بچه هایش واداربه مهاجرت به «روستای ولی آباد قرچک ورامین»(از حاشیه های شهر تهران) شده است.
واضح است که آنچه در برنامه آژیر و تحلیل های کارشناسان غائب بزرگ بود علت اصلی بروز چنین ناهنجاریهای اجتماعی است:علت سیاسی!همه می دانیم که به دلیل سیاستهای نژادپرستانه و ضد انسانی حاکمیت فارس – شیعه (رژیم منحوس و اهریمنی جمهوری اسلامی ایران)در ۳۰ سال اخیر که دقیقاً مثل اسلافش (حاکمیت ۵۳ سالۀ دو پهلوی منحوس)تمام بودجه ها و امکانات کشور را در مناطق کویری پارس نشین ایران مثل اصفهان، یزد، کرمان، بوشهر ، بندرعباس و … سرمایه گذاری می کنند و هر سال بیشتر از پارسال ملت مظلوم و استعمارشدۀ تورک آزربایجان را در قفس بزرگی به اسم ایران،وادار به مهاجرت از شهرها و روستاهای وطنشان، آزربایجان جنوبی،به حاشیه های کلان شهرهایی مثل تهران و کرج و اسلامشهر و… می کنند(هر چند همین کلان شهرها هم اکنون جزئی از خاک مقدس آزربایجان جنوبی هستند و حاکمیت منحوس فارس در نظر دارد با تمهید مقدمات و خارج کردن تدریجی و برنامه ریزی شدۀ تمام امکانات صنعتی و کارخانجات و شرکتها ،به طرف «اصفهان» عقب نشینی کند و با پایتخت کردن اصفهان،ملت بزرگ تورک آزربایجان را در این کلان شهر ها بیکار و گرسنه رها کند)،تا در آنجا علاوه بر استفاده کم خرج از نیروی بدنی کارشان،به صورت برنامه ریزی شده و با رفتارهای توهین آمیز هم وطنان فارسشان از هویت تورکی – آزربایجانی خودشان بیزار شوند و خودشان و بچه هایشان برای زدودن ننگ تورک بودن و آزربایجانی بودن(!)به هر کاری و هر ذلتی تن در دهند.(برای مطالعه چگونگی و تحلیل علمی این پدیدۀ شوم سیاسی-اجتماعی ر.ک. کتاب:علل و شاخصه های تغییر زبان ترکهای تهران،عباس داورنیا،تهران: نویسنده،۱۳۸۵)
حال بیاییم و به طور دقیق و قدم به قدم به جزء به جزء و صحنه به صحنۀ این سناریوی نزادپرستانه نگاه کنیم:
خان محمد تورک بیکار مفلوک چه کسی را کشته است:یک تورک ضایعات جمع کن(آشغال جمع کن)بیچاره مفلوک استعمار شدۀ دیگر را!یک پیرمرد تورک فامیل۶۴ ساله اش را!چرا؟
خانم دکتر فارس خندان(فردوسی) چنین تحلیل روان شناختی ارئه می دهد:«این شخص (خان محمد) مسلماً اختلال شخصیّت داشته است!!!که ما در روان شناسی به آن رفتارهای تکانشی یا تکانه ای می گوییم!یعنی همان جنون آنی! ما هیچ اطلاعی از زندگی شخصی و رفتارهای این شخص در زندگی خانوادگی اش نداریم»!!!
یک سؤال از خانم دکتر خندان فارس:پس به چه حقی و با استناد به کدام شواهد و قرائن علمی و تجربی و بالینی چنین حکم روان شناختی صادر می کنید؟!!چگونه یک کسی که دکترای روان شناختی دارد و به عنوان یک کارشناس ،پای ثابت تمام برنامه های روان شناختی فارسی در تمام شبکه های حکومت منحوس نژادپرست شیعه- فارس است این اصل ابتدایی علوم تجربی را فراموش کرده است که بدون وجود شواهد بالینی و مشاهدات تجربی و میدانی اساساً حق ندارد در مورد یک به قول خودش بیمار اختلال شخصیتی اظهار نظر کند؟!!!آیا این که خانم دکتر این چنین آسان و با چهرۀ خندان و نیشهای همیشه باز این چنین سریع و بی محابا در مورد یک انسان قربانی اظهار نظر می کند نیز، به نگاه نژادپرستانه و تحقیرآمیز و از بالا به پایین سردمداران علمی و فرهنگی پارس به ملت تورک آزربایجان بر نمی گردد؟
قاضی پرونده محمدی کشکولی در مقام همدردی با متهم:«یک کارگر ساده که به دلیل فقر اقتصادی مهاجرت کرده. دو دختر کوچک داشته و در زمان «جرم»صاحب دو دختر دوقلو دیگر می شود. به لحاظ آن فرهنگ (یعنی فرهنگ خاص ملت تورک آزربایجان)و غرور خاص(یعنی غرور ذاتی ملت تورک آزربایجان جنوبی که حاضر می شود چاه فاضلاب تخلیه کند و دسترنجش را به سر سفرۀ زن و بچه هایش ببرد اما راضی نمی شود زن و بچه اش دست گدایی به سوی این و آن دراز کنند یا به راههای خلاف کشیده شوند)نخواستند (اطرافیانش)مشکلات زندگی او را فاش کنند. اولیای دم (خونخواهان)۷نفر ۶ برادر و ۱ خواهر هستندو ۱ برادر رضایت داده و ۶ نفر رضایت نداده اند.پرونده در حال تجدید نظر خواهی است.من (قاضی)قضیه فقر و جرم را نزدیک می بینم».
خانم فردوسی(فارس خندان شکم پر و چاق و نژادپرست با زبان مقدس و شیرین تر از قند فارسی )چنین ادامه می دهد:«اما ما نمی توانیم رابطه ای مستقیم بین فقر و جرم قائل شویم. اینها(یعنی تورکهای آزربایجان جنوبی)از فقر فرهنگی هم برخوردار هستند!!!من اگر پول ندارم چرا باید بچه هایم را زیاد کنم؟(و برای گرفتن تأیید از خانم مجری ژست می گیرد و به طور وقیحانه ای نیشخند نژادرستانه فارسی می زند!)افرادی که طبقۀ ضعیف هستند و فقر فرهنگی دارند (یعنی نژاد پست تورک )،خشم ممکن است «جابه جا»شود!خشم جابه جا شده می تواند تولید جنایت کند این شخص دو دختر داشته و خدا به او دو تا دیگر داده(لابد خدا هم با این تورک بدبخت لج است و برای لج و لجبازی از آسمانش دختر بر سر او می بارد!)این شخص دو شب نخوابیده .اضطراب نیز ممکن است تغییر وضعیت بدهد :تبدیل به خشم شود و خشم باعث رفتارهای تکانه ای شود. ناکامی را هم باید به این عوامل اضافه کرد!ناکامی تولید خشم می کند و خشم قدرت تفکر سالم را از فرد می گیرد و رفتارهای تکانه ای (جنون آنی) از او سر می زند»!!!
و در ادامه تلویزیون بی شرم نژادپرست فارس – شیعه صحنه های سیاه و سفید از حلبی آبادها و «آشغال دونیهای»حاشیه تهران(قرچک ورامین )را نشان می دهد!گویی همین خان محمد و خان محمدهای تورک آزربایجانی برای رفع تبعیض نژادی رژیم پهلوی انقلاب ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز را به راه نینداختند و بچه های با سواد خان محمدهای پدرسوختۀ تورک مثل «غلامحسین ساعدی» داستان «آشغالدونی»را به منظور رفع تبعض و فقر از ملت تورک آزربایجان جنوبی ننوشته اند!گویی آب از آب تکان نخورده است:تاج و فکل و کراوات رفته و عمامه های سیاه و سفید و ریش و پشم سیاه و چادر سیاه و مقنعه سیاه آمده است، اما نژادپرستی فارس این بار بی رحم تر و ناجوانمردانه تر و حق به جانب تر و با اتکا به مذهب حقۀ تشیع دوازده امامی آن هم از نوع مرغوب پارسی اش،و البته و صد البته علمی تر(!)می تازد! به خاطر این دست پخت نژادپرستی منحوس مذهبی فارس باید به خمینی پلید فارس هندی الاصل وخامنه ای جلاد فراماسون تبریک گفت:زن خان محمد«آنجا (روستایی در آزربایجان جنوبی)زمین نداشتیم.نمی توانستیم کشاورزی کنیم.درآمد نداشتیم.آمدیم تهران.شوهرم کار نداشت.به او کار نمی دادند(لابد به خاطر وجود هزاران کارگر افغانی پاک نژاد آریایی الاصل ۲۴ عیار خالص ،هم خونها و هموطنان رفسنجانی فراماسون فارس پلید).شوهرم بارها رفت جمهوری،بهاران،امام حسین!اما به او کار نمی دادند»!(اینها به طور مختصر و مفید داستان ۸۸ سال استعمار ملت تاریخ ساز تورک آزربایجان جنوبی است).
خانم فردوسی خندان فارس نژادپرست که در هر جلسه از تحلیلهای آبکی خاله زنکی اش در هر ۵ شبکۀ صدا و سیما، به اندازۀ ۲ برابر ۳۰۰هزار تومان (هزینه زایمان بیمارستان زن خان محمد بدبخت استعمار شده تورک)به جیب می زند و دقیقاً به همین دلیل چهرۀ تپل مپل فارسی اش هر روز بیشتر از دیروز بازتر و خندان تر می شود.او با خنده معنادار کثیفش می گوید:«بالاخره این شخص جرمی انجام داده و «قاتل»محسوب می شود»!!! و لابد باید و باید و باید به مجازات اعدام برسد تا دل این خانم تحصیل کرده فارس با زبان مقدس انگلیس پرور و روس پرور فارسی خنک شود!
آری!هموطنان تورک من:نفس این خانم خندان فارس از جای گرم گرم گرم مثل کویرهای گرم خوشبخت فارس ایران بلند می شود.او چه می داند که در چله زمستان بی رحم آزربایجان در یک روستای دورافتاده علاوه بر «شاختا»،از گرسنگی «نیز»لرزیدن چه مزه ای دارد؟او یک روان شناس بزرگ فارس(مثل ارد بزرگ،کوروش بزرگ و داریوش بزرگ و… بزرگ)است.یک خانم خندان که در ابتدای ۷ سالگی پاپاجان و مامان جانش او را با روبان قرمز و موهای توله سگی بسته و دامن کوتاه قرمز با دندانهای افتاده و با صورت گرد ماه خندان و با «فدات شوم و قربونت برم»،به سوی دبستان فارسی زبان روانه کرده اند.لابد او در همان اوان عضو پیشاهنگی آریامهری بوده و در اردوهای ساواکی های آموزگار دبستان، کنار آتش مقدس زردشتی،سرود مقدس «آتش شعله برکش/شعله دم فرو مکش»می خوانده است!ولباس قشنگ فرم پیشاهنگی اش با سوتی در شانه ها که با هزینه پاپاجانش خریده شده بوده است،خیلی به چشم می آمده است.لابد بچه های ندار تورک دلشان غنج می رفته که محض رضای «تاری»یک بار هم شده آنها هم بتوانند آن لباس قشنگ را بپوشند و پز بدهند.این خانم چاقالوی شکم گنده ساده ماده نژادپرست شیرین زبان شیرین سخن فارس در ۶ ساگی با دندانهای افتاده ترانۀ «کودک شش ساله ام /مثل گل لاله ام /ساعت شش پا می شم /مثل گل وامی شم…»را می خوانده است.و پاپا و مامان جانش برایش «قربون صدقه» می رفته و «چش نخوری ایشاللا»می گفته اند.او چه می فهمد به خاطر جرم و گناه نکرده ،متهم و محکوم بودن به خاطر «تورک آفریده شدن و تورک زبان به دنیا آمدن»تحقیر و تمسخر شدن در دبستان وحشتناک نژادپرستان فارس چه مزه ای دارد؟او مزۀ دربه دری و تحقیر و «تورک خر،تورک خر» شنیدن از هر کس و ناکس فارس به خاطر پرکردن شکم خود و خانوده اش را چه می فهمد؟او چه می داند درد نداری و تحقیر و خرحمالی کردن تحمیلی سیاسی –استعماری چیست؟اوچه می داند گرسنگی و بی سوادی چه طور بخش و هجی می شود؟!او با علت اصلی و واضح سیاسی و سیاسی- اجتماعی و سیاسی- فرهنگی این به اصطلاح «ناکامی»هاو «خشم»هاو «رفتارهای تکانه ای»اصلا و ابدا کاری ندارد.او خان محمد تورک زبان را می بیند و «جرمش» را و برای محکومیت این تورک همین جرم تورک بودنش کافی است.اصلا سرنوشت خان محمد و میلیونها خان محمد دیگر به او چه؟به او که از نژاد برتر خوشبخت و برگزیده و ممتاز پارس است،چه مربوط ؟او به خودش و به وجدان مرده اش دائم می گوید «به من چه؟! می خواستند ترک نباشند!!!»لابد تورک بودن خان محمد و خانواده اش دست خودش بوده است و الله فارس پرور و روس پرور و انگلیسی پرور مذهب« شیعه- فارس»نیز نژادپرست تشریف دارد و این بدبختها را برای تحقیر و مسخره شدن و بی آبرو شدن تورک آفریده است؟!
به راستی که باید از «خندانهای» این فارسها بیشتر از اخموهایشان ترسید! رفسنجانی که با پلیدترین سیاستهای فراماسونری انگلیسی- روسی به ملت تورک آزربایجان ضربه زد و با عدم تخصیص بودجه به اردبیل و هزار شیطنت دیگر تز پلید «تجزیه آزربایجان جنوبی به استانهای مسخره و کوچک»را پایه ریزی کرد یک ملای پلید فارس خندان است.خاتمی هم یک فارس خندان و سید خندان فارس از نوع فراماسونش است و آگاهان می دانند که هیچ رئیس جمهوری لطمه ای که او از لحاظ فرهنگی (از لحاظ لطمه حساب شده و برنامه ریزی شده به زبان و فرهنگ بین المللی و حیثیت تورکان آزربایجانی)و سیاسی (مثلا حاتم بخشی خاک آزربایجان جنوبی به کردهای آریایی نژاد پاکنژاد ایرانی زبان اصل)به ملت تورک آزربایجان زد ،تا کنون به این ملت مظلوم نزده است.ما ملت تورک آزربایجان از هر چه فارس خندان است می ترسیم!
خانم خندان از «تربیت و اطلاع رسانی»دم می زند!!!کدام تربیت؟!کدام اطلاع رسانی؟!با کدام زبان؟!با زبانی که خان محمد و خان محمدهای تورک اصلا نمی فهمند؟گناهشان همین است!چرا تعدا بی سوادهای مناطق روستایی تورک نشین چندین برابر تعدا بی سوادهای روستاهای مشابه فارس نشین است؟چون حاکمیت پلید زبان پرست ونژادپرست فارس در ۸۴ سال گذشته زبان فارسی را به ملت تورک ما به زور و بیداد تحمیل می کند.زبانی اساسا بیگانه با ملت ما .زبانی که از اساس و پایه با ما بیگانه است مدام به ما تحمیل می شود!
کارشناس دیگر ،«دکتر قرایی مقدم»،آسیب شناس اجتماعی،که مثل من (نگارنده که تحلیل گر سیاسی- اجتماعی تورک آزربایجانی هستم)انسان یک رو و صادقی است. با زبان احساسی و تند به «گوشه ای»از حقایق اشاره می کند« از لحاظ جامعه شناسی جرم این شخص همۀ عواملی را که بالقوه می تواند سبب بروز جرم شود دارد:فقیر،مهاجر،حاشیه نشین،بیکار!به نظر من(قرایی مقدم)جامعه را باید مورد بازخواست قرار داد.این دیدگاهی است که جامعه شناسی جرم می گوید.(حالا فهمیدم خامنه ای شیاد فراماسون چرا با علوم انسانی و مخصوصاً جامعه شناسی که علمی ترین و مدرن ترین این علوم است از پایه مخالف است.لابد به خاطر همین ناپرهیزیها که امثال این دکتر قرایی مقدم می کنند!)این شخص دوتا دختر داشته و دو تا دیگر به آنها اضافه شده است.آدمی که فقیر است؛بیکار است؛کنترل اجتماعی ندارد. کنترل اجتماعی در مناطق حاشیه نشین اصولا کم است. حاشیه نشینی و بیکاری و فقر را ریشۀ خیلی از جرمهای اجتماعی باید بدانیم.این شخص کارگر باربری بوده است.ظاهرا(!)بیکار هم بوده است!چه کسی او را مجبور کرده است؟فقر!فقر را چه کسی به وجود آورده است؟جامعه!!چه کسی بیکاری را به وجود آورده است؟جامعه!(خطاب به خانم فردوسی فارس نژادپرست شکم پر شکم گندۀ و در جواب این سخن گهربار او که:«بالاخره این شخص مجرم و قاتل است »و برای خرفهم کردن این خانم فارس):چه کسی او را (خان محمد را)از لحاظ تربیتی و فرهنگی بی سواد(!)و بی فرهنگ بارآورده است؟جامعه!!!پس جامعه را باید مجرم دانست نه فرد را.این جرم را جامعه به وجود آورده است و باید به این شخص(خان محمد)به عنوان یک «قربانی»نگاه کنیم. آدمی که سواد ندارد؛آگاهی ندارد؛پس مددکاری اجتماعی برای چیست؟!سازمان بهزیستی چرا به وجود آمده است؟چرا مددکاری اجتماعی بیمارستان (بیمارستان مهدیۀ تهران)هیچ کمکی به این شخص درمانده نکرده است؟! من (قرایی مقدم)بارها در کلاس درس به دانشجویانم (مددکاران اجتماعی آینده)گفته ام که مددجو نباید به سراغ شما بیاید؛این شمایید که باید سراغ مددجو بروید!(آقای دکتر گویی از فضا آمده و فضای سرمایه داری پراگماتیستی بی رحم اداری را که آخوندهای پلید فارس-شیعه سرمایه دار و سرمایه دار پرور مثل خامنه ای و رفسنجانی در تمام سازمانها و ادارات دولتی ایجاد کرده اند و در آن اساسا انسانی که پول ندارد در مملکت اهریمن فارسی ایران انسان نیست و موجودی تفاله و یک آشغالی است که باید دور شود و یا بمیرد یا پولها را نقد کند) حالا این شخص فقیر دنبال باروری بیشتر است!تئوری «کاسترو»می گوید:انسان گرسنه میل به باروری(تولید مثل) دارد!هرچه انسان فقیرتر باشد باروری بیشتر است!گرسنگی مثل ریلهای راه آهن باعث افزایش میل جنسی و غریزۀ باروری می شود.وزارت رفاه و وزارت درمان و بهداشت باید مورد سوال قرار گیرند که چرا یک آدم فقیر بی سواد مظلوم به جایی برسد که اعدام شود و ۴ دختر عورتینه(!)را در این نظام اجتماعی (بی رحم سرمایه داری)بدون سرپرست بمانند.باید ریشه جرم را از بین ببریم. باید کمیته امداد امام(!)،بهزیستی بیمارستان ،بهداری و نهادهای دولتی و وزیر بهداری باید جواب دهند چون به خاطر همین پول می گیرند»!(بیچاره قرایی انگار سردمداران و وزیران فاسد این رژیم ضد بشر و ضد تورک را نمی شناسد و دانسته حرف می زند).
در این جا چون دکتر قرایی مقدم قدری «نا پرهیزی زیادی» می کند و ممکن است این مجرم مبهم و کلی (جامعه )تبدیل به مجرم شفاف و جزئی و عینی خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی و احمدی نزاد… وسلسله مسئولان پاسدار و اطلاعاتی و انتضاماتی مجرم به سردمداری آخوندهای پلید سیاسی و سیاسی-مذهبی رژیم فارس-شیعه ختم شود ،حرف قرایی را با رندی و هنرمندی قطع می کند و رشتۀ سخن را به آقای قاضی کشکولی می دهد:«فقر فرهنگی (!)و فقر اقتصادی او را چنین (مجرم بالقوه)بار آورده است!!! بهداشت قضایی (!)بهداشت پیشگیری از وقوع جرم(!)هست!ما باید بهداشت قضایی و پیشگیری قضایی را رعایت کنیم!و بعد شروع به تعریف و تمجید از قوه جنایتکار قضایی جمهوری اسلامی ایران می کند!(کسی نیست به او بگوید که نظام پلید نژادپرست مذهبی که در آن یک قاضی ملای معمولی برای دهها و صدها متهم سیاسی و مخصوصا با متهمان سیاسی قهرمان تورک آزربایجان به سادگی آب خوردن ملاهای پلید نژادپرست احکام زندانهای طویل المدت ۵ سال و ۸ سال صادر می کنند و در موارد دیگر(موارد غیر سیاسی) در کمین نشسته که بیگناهی پایش به دادگاه برسد تا عقده مذهبی- زبانی شیعه –فارس ۱۴۰۰ ساله خود را بر سر آن بیچاره خالی کند و زن جوان و زیبای او را به طایف الحیل از او جدا و در حباله عقد خود کند ،کجای ایران برای پیشگیری از جرم و بهداشت قضایی اقدام کرده اند که ما خبر نداریم؟!
وقتی سردمداران پلید این حکومت ضد تورک و ضد انسان در هر روز چندین تن تریاک و هروئین را از افغانستان آریایی وارد و به خورد جوانان بی خبر تورک می دهند و یا در آزمایشگاههای اسلامشهر و کرج مواد شیمیایی خطرناکی چون کراک و شیشه و قرصهای روان گردان و…را خودشان تولید و پخش می کنند و بعد نیروی انتظامی کثیف فارس همین جوانها را به بهانه مبارزه با اشرار(!)می گیرد و به همین قاضی های کثیف ملا می دهد تا زندانی شان کنند و در زندان خلاف کار کامل شوند،کجایش پیشگیری از وقوع جرم و بهداشت قضایی هست؟!!)کمیته امداد هست! بهزیستی هست!همه اینها مسئولیتهایی دارند!بر طبق بند ۵ اصل ۱۰۶ قانون اساسی پیشگیری از جرم وظیفۀ کل نهادهای جامعه است!این شخص کم سواد است. و عدم آشنایی با دستگاههای حمایتی(کدام دستگاههای حمایتی را می گویی آقای قاضی؟! همانها که اساسا «تورک خرها» را انسان حساب نمی کنند و به عنوان گداهای گرسنه و مفلوک و موذی آنها را با تمسخر از در می رانند ومجبور به پرداخت وجه می کنند)و کمیته امداد(کمیته ای برای خالی کردن جیب ماها و پرکردن جیب آخوندهای نژادپرست قم و مشهد و الباقی پر کردن جیب تروریستهای لبنان و لاتهای کوبا و ونزوئلا و الباقی روسیه بزرگ و…)وظیفه دارند.این شخص انگیزه قتل نداشته و می خواسته مشکل مالی خود را برطرف کند».
و بعد موذیانه صحنه هایی را نشان می دهد که برادر خان محمد می گوید«کار او (قتل)سر پول بوده است من خودم به اون کمک کردم!برادر خانمش هم همین طور»!!!(پس این بیچاره چرا آدم کشته است؟!).به خاطر رضای خدا و آن چهار دختر و آینده شان باید گذشت کنند»!
بعد به صورت مکرر صحنه های التماس و تضرع دختران و زن خان محمد را نشان می دهد.
و بعد برای این که بهتر به فرهنگ و حیثیت اجتماعی تورکان آزربایجان لطمه بزنند،یکی از برادران مقتول را نشان می دهد که برای کسانی که از طرف خویشاوندان خان محمد (اهالی محل ) برای وساطت به پیش او رفته اند می گوید:«بچه هایم یه خورده کله شق(یعنی عقده ای و تورک خر)هستند.اینها می آیند و ناراحتی ایجاد می کنند.برویم آنجا صحبت کنیم»!!
آیا هیچ تئوریسین کثیف نژادپرست پان فارسیستی با هیچ نوشته ای می توانست این گونه به فرهنگ و شخصیت اجتماعی ما ملت بزرگ و جوانمرد و باگذشت تورک آزربایجان جنوبی لطمه بزند که این پان فارسهای پلید با این گونه فیلمهای مستند تلویزیونی این گونه لطمه می زنند؟!!تا جایی که ما می دانیم و تجربه اجتماعی نیز نشان داده از میان ملتهای ایران ملت تورک فهیم ترین، غیورترین و جوانمرد ترین ملت ایران است.همان که شاعر بزرگمان شهریار نیز در ان شعر کوبنده گفته است«جوانمردان آزربایجان را ترک خر گفتی؟!»
بعد صحنه صاحب خانه تورک پیر خان محمد که مظلومانه می گوید:«سی چهل تومان هرماه از او می گرفتم که دیگر نمی گیرم و صبر می کنم که….شخص که کشته شد ضایعات (آشغال)جمع می کرد!»
در این جا خانم دکتر فارس خندان که می بیند به اصطلاح «هوا پس است و قافیه را باخته»برای جبران حرفهای نژادپرستانه جانبدارانه اش مجبور به اقرار می شود.اما این اقرار او هم جالب است:«به هر حال هر کسی در شرایط شخصیتی(!)،تربیتی(!)،فکری(!)،و فرهنگی(!)ایشان قراربگیرد ممکن است این جرم از او سر بزند»!!!(جالب است که حتی در آخرین سخنان خودش هم نمی خواهد عوامل واقعی سیاسی و اجتماعی «فقر»و «تبعیض»و «ناکارآمدی سیستمهای حمایتی سرمایه داری نژادپرست پارس ایران اقرار کند!معلوم است:مسئله برای او شخصی و فردی و نژادی و زبانی است و بس)!
و بعد دکتر قرایی مقدم حرفهایی می زند که درد بزرگ روشنفکری معاصر ایران اعم از تورک و فارس و… است.او با رندی و به دلیل ناپرهیزی که کرده می آید و مباحثی را مطرح می کند که لطف سخنان گذشته اش را به یکباره از بین می برد.این مباحث درآمیختن مبانی علمی و عینی جامعه شناختی است با مبانی ذهنی اخلاقی .آن هم اخلاق و قوانین مبتنی بر اخلاق ایده آلسیتی – فاشیستی و قرون وسطایی و تا حدود زیادی آلت دست سیاست و ارعاب ملتهای غیر فارس شده ونژادپرستانه فارس- شیعه:«نکته اساسی در همین قصاص است!اگر این دختران بزرگ شوند و به راه فساد کشیده شوند،آیا این اولیای دم فکر نمی کنند که صدمه ای که به ان دختران می رسد به فرزندان ایشان نیز منتقل می شود؟اگر اینها گذشت نکنند صدمه این کار (قصاص )به خود آنها برمی گردد. یک زن چهار دختر چه کسانی را دارند؟!انها وادار به« تن فروشی» می شوند!فقر یکی از عواملی است که سبب این کار می شود.می دانیم که دختران فراری از عوامل اصلی فرار کردن دختران دیگر هستند!اینها باید بدانند که پدری قاتل تنها فرزند خودش را بخشید.اینها که خویشاوند درجه هستند»!!(سوال ما این است:آیا خان محمد و اشخاصی مانند خان محمد مجرم واقعی هستند یا سیستم حکومت نژادپرست فارس که انها را گرسنه نگه می دارد و وادار به کوچ به شهرهایی می کند که زبانشان را نمی فهمند و مدام به جرم نکرده به آنها توهین می شود و مدام تمسخر و تحقیر می گردند؟!آیا در محیط اهریمنی فارسی ایران اثری از عزت نفس و کرامت انسانی برای یک انسان تورک می ماند که او را مجرم بدانیم یا ندانیم؟!سوال بعد این که اصلا چرا قصاص؟این حکم پوسیده پلید ضد بشری تا کی باید مبنای مجازاتهای ملایان پلید باشد تا اولیای دم ببخشند یا نبخشند؟سوال دیگر این که آقای دکتر قرایی محترم آیا شناختی از این خانواده محترم تورک داری؟از پشت گوشی از کجا می دانی که این زن تورک در صورت نبودن شوهرش به خودفروشی می پردازد و دخترانش را هم مجبور می کند؟آیا خانواده خان محمد(برادرانش و…۹مرده اند که بگذارند این زن بی سرپرست بماند و این دختران بی شوهر بمانند و به خودفروشی و تن فروشی بیفتند؟!)
در این جا خانم خندان دوباره عقده نژادپرستانه اش گل می کند:«من قبول می کنم که گذشت خوب است.و این که پدر باید بیاید و سرپرستی کند.اما کدام پدر؟!!پدری که فقر فرهنگی دارد؟(مشاهده می کنید که چه قدر و چندبار موذیانه و ظریف و به اصرار می کوشد تا ثابت کند که «باباجان این شخص ترک است و بی فرهنگ است و به خاطر بی فرهنگی و بی تربیتی،البته از نوع فارسی اش،این جنایت را کرده است» اما مثل همه موذی های پلید مذهبی فارس تقیه می کند و غیر مستقیم و در لفافه حرف می زند):کمکهایی که به این شخص باید بشود.جامعه باید اطلاع رسانی کند!(کدام جامعه؟ جامعه بی رحم نژادپرست و زبان پرست پارس؟!)این شخص ضعیف بوده از لحاظ تربیتی (!)تربیتش باید بکنیم!(لابد با روشهای هیتلری و به قصد کشت؟!)فقیر بوده از لحاظ فرهنگی…»
و بعد دکتر قرایی متأسفانه عوام زدگی خود را بدین صورت نمایان می سازد«چرا اولیای دم رضایت نمی دهند؟ما الگومون حضرت امیر(ع)است!(واقعا ؟!جدا؟!)ما الگومون پهلوان اکبر خراسانی است!!!(تا آنجا که من می دانم ما ملت تورک آزربایجان جوانمردترین ملل جهان هستیم و نیازی به الگوهایی چون تختی و پوریای ولی و …نداریم الگوهای بهتری چون بای بک، کوراوغلو،قاچاق نبی،ستارخان و صمد بهرنگی و…را داریم و نیازی نیست شما برای ما از فارسها الگو تراشی کنید)به قول سوروکین ذهنیت مادی و شیء پرستی بر جامعه حاکم است!اولیای دم می آیند و می گویند «دیه می خواهیم»از کی دیه می خواهید؟!معنویات و اعتقادات دینی و جوانمردی ،همدلی و همراهی عامل کنترل است!!! (جناب دکتر قرایی عزیز ، اولا از اهل علمی مانند شما بعید است این گونه مخدر و عوام فریبانه و آخوندی محض حرف بزنید.ثانیا شما که از علی دم می زنی آیا نمی دانی که همین علی در ۱۴۰۰ سال پیش در صحرای عربستان قرون وسطایی آن قدر بینش سیاسی و سیاسی-اجتماعی داشت که می گفت«شکم گرسنه ایمان ندارد»مگر همین علی موصوف شما که مثل اغلب فارسها و آخوندهای شیاد فارس «شعاروار و مبهم و با هیاهو» از او یاد می کنی همانی نبود که روزها از شکم خودش و زن و بچه اش می زد و شبها کیسه پر نان جو و خرما را بر دوش می گرفت و به صورت ناشناس بین فقرای گرسنه کوفه پخش می کرد؟آیا سیدعلی زمانه ما که ادعای علی اش می شود نیز این کار را می کند؟آیا گرسنه و بی سواد نگه داشتن انسانهای یک ملت ۳۵ میلیونی با سیاستهای انگلسی-روسی و زبان منحوس و تحمیلی فارسی و مهاجرت دادن اجباری آنها و تحقیر و تمسخر آنها عدل علی است؟از کدام جوانمردی و گذشت حرف می زنی؟ ملت ما ۸۸ سال است پیشه اش گذشت و فداکاری به خاطر شما نژادپرستان پان فارس است.در عوض چه نصیبش شده است:شکم گرسنه و آبرو و حیثیتی که شما و امثال شما با برنامه ریزیهای استعماری و برنامه هایی این چنینی می برید ؟آیا این نهایت حماقت نیست که باز هم بعد از بیداری و «اویانیش»به ساز منحوس شما برقصیم و با لالایی منحوس شما بخوابیم؟)
حرف آخر ما این است:
۱- چرا باید هموطنان بیچاره و بی خبر ما ملت تورک ازربایجان با سیاستهای فاشیستی و راسیستی شما حاکمیت فارس- شیعه گرسنه و بی سواد نگه داشته شوند تا مجبور شوند به حاشیه تهران بکوچند و نسل کشی زبانی و فرهنگی و حیثیتی و شخصیتی شوند؟
۲-اگر رژیم پلید و نژادپرست فارس- شیعه واقعا غرض و مرضی ندارد چرا از هزاران تورک آزربایجانی موفق که با شرایط تبعیض آلود و سخت جامعه فارسی ایران و با وجود عدم سرمایه گذاری حکومتهای پان فارس پهلوی و جمهوری اسلامی و با و جود فقر اجباری و تحمیلی همه ساله توانسته اند و می توانند مدارج عالی تحصیل را طی کنند و در جامعه به مشاغل آبرومند برسند فیلمی مستندی تهیه و پخش نمی کنید و دقیقا انگشت گذاشته است روی گندی که خودش بالا آورده است و بالا می آورد؟آیا قاضی همین دادگاه کذایی آن پیرمرد ریش پروفسوری که با برادر مقتول تورکی حرف می زد یک تورک موفق نیست؟چرا از زندگی این قاضی شریف و موفقیتهایش فیلمی ساخته و از شبکه ملی(شما بخوانید ملی-فارس)پخش نمی شود؟آیا اصفهانی ها و یزدی ها و کرمانیها و بوشهری ها مجرم ندارند؟ این تورک قربانی بدبخت استعمار شدۀ بی گناه را برای چه این گونه عریان و بی سانسور نشان می دهید؟آیا هدفی جز تورک ستیزی و آسیمیلاسیون ملت قهرمان تورک دارید؟آیا همین تورک نگون بخت یکی از میلیونها تورک قربانی خود شما نیست؟به یاد می آورم در تابستان ۱۳۷۰ به بندر عباس رفتم و از دیدن رنگین پوستان فارس جنوب ایران که در آن موقع در بهترین کارخانه ها و شرکتها شاغل بودند و با سرویس به محل کار آورده می شدند و با سرویس می رفتند حیرت کردم.مخصوصا وقتی فهمیدم آنها هر کدام مبلغی بیش از ۲۵۰هزار تومان (به پول آن روز حقوق )حقوق می گرفتند و هر کدام دارای بهترین ماشین شخصی بودند و من دیپلم بیکار از زور گرسنگی از شهر خودم د رآزربایجان باید برای یک لقمه نان به آنها التماس می کردم که محض رضای خدا به من گرسنه هم کاری بدهند!!!آیا این استعمار نیست؟ای خامنه ای پلید فراماسون بی آبروی فارس فارس پرست با تو هستم:این استعمار پلید ملت بزرگ تورک آزربایجان تا کی ادامه خواهد داشت؟تا کی عوام فریبی؟تا کی دورغ و ریا و جا نماز آب کشیدن؟
روزی به دست همین ملت خواهی افتاد.نه؟!پس این عوام فریبی های روباه وار تمام کن!
یاشاسین گونئی آزربایجانین تورک میللتی
اوجالان ساوالان
۱۶/۰۹/۲۰۰۹
, صدای یک ملت
http://www.baybak.com
از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_782.azr
آدرس اینترنتی این مطلب
پیام نویسی مسدود است