- بای بک، صدای یک ملت - http://www.baybak.com -
روز قدس, اول مهر و سؤاستفاده هاي همکيشان به ظاهر مخالف! – تبريزلي باي بک
باي بک آذربايجان | پنجشنبه, ۲۶- شهریور , ۱۱۰۰۹, ساعت ۱۸:۰۲ [ش.ب] | مقاله ها
![]() |
. | اگر تورکهاي آذربايجان که صاحبان اصلي منطقه و فراتر از آن هستند از سوي جنبش سبزيها به رسميت شناخته نميشوند٫ ما نيز لزومي در حمايت از حقوق ثانوي آنها نميبينيم و خود را مکلف به “هيزم انداختن به تنور جنگ”ي که دودش به چشم ما ميرود نميدانيم. بگذاريم آنهايي که از اين تنور استفاده خواهند کرد هيزمش را نيز تهيه نمايند.
با نزديک شدن به اول ماه مهر و آغاز شدن مدارس به زبان اجباري ميبينيم که دستگيريهاي گسترده اي در مناطق غير فارس شروع شده است. ما در حالي که فعاليتهاي خود بر عليه اشغالگران فارس را ادامه داده و آنرا گسترده تر و قويتر مينمائيم٫ همچنين منتظر واکنشهاي جنبش سبزيها در مقابل اين برخورد حاکميت با غير فارسها نشسته ايم. ببينيم کي و چگونه از حقوق “انسانها” دفاع خواهند کرد! |
روز قدس که روح الله خميني از آن به عنوان يک روز تاريخي در راستاي اجراي سياستهاي نابودسازي اسرائيل ياد کرده بود امروزها باعث بروز تنشهاي داخلي و بين المللي شده است.
پس از تقلبات گسترده در انتخابات دهمين رياست جمهوري در جغرافياي ايران که به پيروزي محمود احمدي نژاد منجر شد٫ تظاهرات خونين و درگيريهاي لفظي بين سران انقلاب اسلامي و نيز برخي مسئولان خارجي به وقوع پيوست. تبعات آن تظاهرات تا به امروز نيز حس ميشوند.
تظاهرات پس از انتخابات هرچند با برخورد فيزيکي شديد نيروي سرکوب رژيم اشغالگر مواجه شد٫ ولي در بعد بين المللي باعث بروز تغييرات گسترده اي در معادلات سياسي منطقه اي و فرا منطقه اي شد. تغييراتي که آذربايجان نيز از آن تاثير پذيرفته و بر آن تاثير ميگذارد.
سران مخالف تقلب در انتخابات که اسما به ميرحسين موسوي و مهدي کروبي خلاصه شده اند ولي در پشت پرده اسامي مطرحي نظير خانواده هاشمي رفسنجاني٫ خانواده منتظري٫ خانواده بهشتي٫ خانواده سروش و بسياري از روحانيون٫ سياسيون و هنرمندان مخالف دولت احمدي نژاد فعاليت گسترده دارند. هرچند برخي از افراد پشت پرده دستگير شده و به زندان افتاده و حتي تهديد به قتل شده اند٫ ولي عدم دستگيري سران شناخته شده از سوي رژيم اشغالگر فارس تعجب عموم را برانگيخته است. هرچند نبايد فراموش کرد که اتفاقات تاريخي حاکي از اين دارند که دستگيري و يا قتل سران مخالفت از آنها بت و قهرمان ساخته و ابعاد اختلاف را گسترده تر نموده و باعث هرچه خطرناکتر شدن جو ميگردد. بنابراين نبايد سکوت ظاهري رژيم در مقابل مهدي کروبي و ميرحسين موسوي را امري غير قابل درک تلقي نمود.
فردا روز قدس است و فراخوانهاي بيشماري از افراد٫ تشکلات و حتي دول مختلف صادر شده است! من شخصا از ديدن اينهمه امضا که از جناحهاي مخالف بر پاي بيانيه هايي با ماهيت يکسان نقش انداخته اند تعجب ميکنم! البته از اين تناقضات در سياستهاي افرادي که خود را برده فارسيسم دانسته ولي در ظاهر سنگ انسانيت و آزادگي به سينه ميزنند زياد ديده ايم. حتي ديده ايم که دو گروه کاملا مخالف در حاکميت که به خون هم تشنه هستند چگونه بر عليه آذربايجان متحد شده اند! ما حتي بيانات داريوش همايون-ها و رضا پهلوي-ها را خوانده ايم که چگونه از سياستهاي رژيم جمهوري اشغالي بر عليه مليگراهاي آذربايجاني حمايت کرده و حتي اعلام داشته اند که حاضر به شرکت در جنگ بر عليه آذربايجانيها بوده و مايل به حضور يافتن در جبهه مشترک فارسها بر عليه ملل تحت ستم هستند!
از سوئي ديگر٫ اظهارات مقامات اسرائيلي در خصوص روز قدر و راهپيمائي مردم در آن قابل تعمل است. همانطوري که در بالا اشاره کردم٫ ماهيت روز قدس ضد اسرائيلي است. درخواست مقامات اسرائيلي از مردم براي شرکت در راهپيمائي روز قدس چه معنائي ميتواند داشته باشد؟ آيا ميخواهند رژيم آخوندي فارس را مجبور کنند تا از انجام مراسمي نظير روز قدس به هراس بيافتد و آنها را لغو کند؟ آيا ميخواهند با راه انداختن حمام خون مابين حاکميت و مخالفت رژيم اشغالگر فارس٫ برخي سياستهاي فرامنطقه اي خود را اجرا نمايند؟ آيا مغشوش شدن جغرافياي ايران پرده اي بر فعاليتهاي اسرائيل در نقاط مختلف جهان خواهد کشيد و توجهها را از فعاليتهاي آن دور خواهد نمود؟
فرانسه٫ آمريکا٫ آلمان و انگليس نيز هرکدام با دادن برخي تلفات ديپلماتيک نظير بسته شدن سفارت٫ دستگيري شهروندان و حتي ديپلماتها و نيز زخمي شدن در کشورهاي تحت اشغالي نظير عراق و افغانستان هرچند به ظاهر خود را از آنچه که “مسئله داخلي ايران” و مبارزه “حقوق بشري” عنوان ميکنند دور نگهميدارند٫ ولي هنوز نيز تبليغات گسترده براي هرچه داغتر شدن تنور مخالفت رژيم آخوندي را ادامه ميدهند و حتي اقدام به داستان سازي و سناريو نويسي احتمالي مينمايند.
جاي تعجب دارد که حاکميت در تورکيه و آذربايجان شمالي آنچنان که بايد خود را نشان نميدهند و “مسئله داخلي” کذائي را از ديدگاه خود بررسي نميکنند. دور ماندن از اين تغيير مهم و شايد حياتي در منطقه حتما داراي دلائل محکمتري ميباشد که آ.ک.پ و ي.ا.پ سکوت اختيار کرده اند. معاملات نفتي و گازي و نيز برخي قراردادهاي سه جانبه شايد يکي از دلائلي باشد که تورکيه و آذربايجان شمالي را مجبور به سکوت کرده است. البته نبايد از اهرمهاي فشار رژيم اشغالگر فارس در کشورهاي تورکيه و آذربايجان شمالي غافل شد. هرچه باشد سازمانهاي اطلاعاتي هر دو کشور از نفوذ و ميزان تاثيرگذاري اقتصادي٫ تسليحاتي٫ سياسي٫ مذهبي و تروريسم جمهوري آخوندي شيعه باخبر بوده و نسبت به آن حساسيت لازمه را نشان ميدهند. باشد که هيچگونه عمليات مقابله گرانه با سياستهاي تروريستي و جاسوسي رژيم فارس صورت نميگيرد و اين خود باعث نوعي “مين گذاري” آذربايجان و تورکيه ميگردد.
به اعتقاد من آذربايجان جنوبي با اتخاذ سياست بسيار صحيح و تاثير گذار در قبال درگيريهاي بين گروهي رژيم اشغالگر توانست وجهه و جايگاهي جديد در بازي شطرنج منطقه اي پيدا نمايد. اين جايگاه را بايستي که تثبيت نمائيم و باعث هرچه بيشتر گسترده تر شدن آن شويم.
سکوت آذربايجان در به اصطلاح “جنبش سبز” توانست بسياري از تشکلات و افراد شوونيست پرورده را به خود آورده و آنها را مجبور به اعتراف هرچند سطحي در خصوص “تضييق حقوق” آذربايجان نمايد. اين پيروزي عمده را که با همکاري احزاب و افراد سياسي حرکت ملي آذربايجان به دست آمده است بايد حفظ نموده و از آن به عنوان پيش شرط مذاکرات احتمالي آتي بهره برداري نمود.
ما با نشان دادن قدرت خود در پيشرفت هرگونه حرکتي در منطقه توانستيم دو اصل مهم را بار ديگر بر صفحه هاي تاريخ بنگاريم:
۱- دارا بودن اکثريت قاطع در جغرافياي ايران
۲- دارا بودن قدرت سياسي بينظير و مختص حرکت ملي آذربايجان (عکس العمل مشترک آحاد مردمي که داراي رهبري و حزب مشخصي نيستند)
اين دو اصل مهم بايد در سياستهاي تشکلات و احزاب سياسي آذربايجان داخل شده و از آن براي به کرس نشاندن خواست خود استفاده نمايند.
امروزه شاهد استغاثه هاي هر دو گروه درگير در جريانات اعتراضي پس از انتخابات هستيم. گروه حاکم از ترس اشتراک آذربايجان در تظاهرات به گريه افتاده است و گروه مخالف نيز از عدم حمايتش از سوي آذربايجانيان گريه ميکند. اين دو گروه به صورت غير مستقيم به قدرت و اهميت آذربايجان اعتراف ميکنند.
بنابراين نبايستي اين موقعيت کمياب را بدون استفاده از دست بدهيم. در اينجا بايد بگويم که من مخالف هرگونه اشتراک در تظاهرات خطرناک مخالفان هستم و آنرا چون هزينه اي براي سربلند کردن دشمنان قسم خورده آذربايجان ميدانم. چه حاکميت و چه مخالفت کنوني هيچ گونه تغييري در سياستهاي کلي و زيربنائي شوونيسم فارس ايجاد نخواهند نمود. به وضوح ميتوان از شعارهاي هر دو گروه که بر مبناي “زبان فارسي”٫ “تماميت ارضي ايران” و دفاع از اصول شيعه گري ميباشد پي به ماهيت هر دو گروه برد. آيا به رغم ديدن اين واقعيات اساسي٫ پرداختن به ريزمسائلي نظير حقوق زن و يا دانشجو امري عاقلانه خواهد بود؟ وقتي وجود يک ملت را ناديده ميگريند٫ آيا ميتوان با آنها در مورد مسائل حقوق بشري سخن گفت؟
من مطمئنم که اين رژيم آخوندي به اين زوديها سرنگون نخواهد شد. مهمتر از آن اينکه اگر اين حاکميت با مخالفت کنوني خود نيز تغيير جايگاه بدهد هيچ تغييري در حال آذربايجان ايجاد نخواهد شد. براي پيشبرد يک سياست قدرتمند و کارساز نبايد به احتمالاتي کم اهميت چسبيده و آرزوها را بر واقعيتها ارجحيت داد.
رژيم اشغالگر فارس توانسته است در ميدان بازي قدرتهاي بزرگ خرابکاريهايي ايجاد نمايد و زمينه خرابکاريهاي گسترده اي را نيز مهيا نمايد. امروز ديگر سخن از فلسطين و حضور سپاه پاسداران در آنجا نميرود. ما امروز فقط از عمليات تروريستي رژيم فارس در لبنان و سوريه و عراق و افغانستان نميشنويم. ما از نفوذ مذيهبيهاي ايران ساخته در آذربايجان و چچنستان و تورکيه و کشورهاي حاشيه درياي خزر نيستيم. ما امروز تنها شاهد کمک تسليحاتي و اقتصادي و سياسي گسترده رژيم به حاکميتهاي شبيه خودش نظير ارمنستان نيستيم. امروز ما ميبينيم که رژيم اشغالگر فارس در يمن و عربستان سعودي و اتيوپي و چين و روسيه و ونزوئلا و پاکستان و هندوستان و … مشغول انجام عمليات مشابه است. و اين به اين معني است که دشمن خود را کوچک و ضعيف نيانگاريم.
نبايد رژيم اشغالگر فارس را يک حاکميت جم تعداد مذهبي تلقي کنيم که با دو سه ماه تظاهرات مثلا حقوق بشري از تخت بيافتد! نبايد فراموش کنيم که رژيم فارس با حاکميتهاي اوکراين و گرجستان تفاوت فاحش دارد. براي برانداختن رژيم اشغالگر فارس٫ بايد تيشه هايمان را متوجه ريشه هاي تغذيه آن در داخل و خارج بنمائيم. بايد از ضربه زدن اقتصادي و اطلاعاتي استفاده نمائيم. بايد از ائتلاف با گروهها و تشکلاتي حمايت کنيم که داراي هيچگونه وجه اشتراکي با رژيم شوونيسم فارس (با جمهوري اسلامي که صورتي از صورتهاي بيشمار شوونيسم است اشتباه نشود. نويسنده) نيستند.
تخم سياسي که اخيرا در خاک سياست کاشتيم در حال سر برآوردن از زير خاک است. براي محافظت از آن٫ با آبياري به موقع و هرز کردن علفهاي هرز که آنرا احاطه کرده و خواهند کرد ميتوانيم درخت سياسي تنومندي در آذربايجان داشته باشيم. با بهره برداري صحيح از اينگونه درختهاي سياسي٫ اقتصادي و (هرچند برخيها ناراحت خواهند شد) نظامي است که خواهيم توانست رژيم فارس را از آذربايجان بيرون برانيم.
روز اول مهر ميتواند يکي از مراحل امتياز دهي مدافعان حقوق بشر مورد استفاده ما قرار بگيرد.
من درخواست ميکنم فعالان ملي در داخل اذربايجان با رهبران و مسئولان به اصطلاح جنبش سبز تماس گرفته و از آنها درخواست همدلي و حمايت براي اخذ حق تحصيل به زبان مادري بنمايند! هرچند من مطمئن هستم که هيچکدام از افراد و دسته هاي موسوم به جنبش سبزي از اين حقوق دفاع نکرده و نخواهند کرد٫ ولي با اينحال براي راحت شدن خيال برخي از بلندگوهاي کرايه اي که بر بوق “سبز” ميدمند شايد ارائه اين درخواست به جا و شايد ضروري باشد.
اگر جنبش به اصطلاح سبز از حق اوليه و ابتدائي تورکهاي آذربايجان در خاک مادري خودشان حمايت کنند٫ ميتوان احتمال همکاريهاي محدود و مشروط را از نظر گذراند. ولي باز هم تکرار ميکنم که هيچکدام از آنها با اين حق موافقت نخواهند کرد.
اگر تورکهاي آذربايجان که صاحبان اصلي منطقه و فراتر از آن هستند از سوي جنبش سبزيها به رسميت شناخته نميشوند٫ ما نيز لزومي در حمايت از حقوق ثانوي آنها نميبينيم و خود را مکلف به “هيزم انداختن به تنور جنگ”ي که دودش به چشم ما ميرود نميدانيم. بگذاريم آنهايي که از اين تنور استفاده خواهند کرد هيزمش را نيز تهيه نمايند.
با نزديک شدن به اول ماه مهر و آغاز شدن مدارس به زبان اجباري ميبينيم که دستگيريهاي گسترده اي در مناطق غير فارس شروع شده است. ما در حالي که فعاليتهاي خود بر عليه اشغالگران فارس را ادامه داده و آنرا گسترده تر و قويتر مينمائيم٫ همچنين منتظر واکنشهاي جنبش سبزيها در مقابل اين برخورد حاکميت با غير فارسها نشسته ايم. ببينيم کي و چگونه از حقوق “انسانها” دفاع خواهند کرد!
اگر “من” وجود نداشته باشد٫ حقي نيز براي دفاع کردن نيز موجود نيست
تبريزلي باي بک
۱۷/۰۹/۲۰۰۹
کرويدون
, صدای یک ملت
http://www.baybak.com
از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_787.azr
آدرس اینترنتی این مطلب
: علی گفته است
پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۱۰۰۹ @ ۸:۰۷ ش.ب
من و دوستانم صد در صد با شما موافقیم.
ما تا شما عزیزان را داریم- غمی در دل نخواهیم داشت.
ما حاضریم جانمان را فدای ازربایجان و ازربایجانی بکنیم
مرک بر شووینست فارس افسار گسیخته و بیحیا