- بای بک، صدای یک ملت - http://www.baybak.com -
ماهیت اصلی مبارزات ملت آذربایجان جنوبی صرفا یک دفاع ملی در جهت دفع راسیسم تجاوزگر و اعاده حیثیت ملی است و نباید رنگ مبارزات ایدئولوژیک به خود بگیرد – يعقوب گؤنئيلي
باي بک آذربايجان | دوشنبه, ۳۰- شهریور , ۱۱۰۰۹, ساعت ۰۱:۰۶ [ر.ز] | مقاله ها
![]() |
. | بهتر است که ملت ترک آذربایجان نسلهای متمادی از راسیستهای فارس که این مصیبت بی هویت سازی را برای ملت ما در طول این مدت طولانی تدارک دیده و تحمیل کرده اند کاملا فاصله بگیریم در خاتمه، مبارزه ایدوئولوژیک چه حالا و چه در آینده هیچ چیزی را نصیب ملت ما نخواهد کرد چون محدود کردن جامعه با دیدگاهای افرادی خاص در گذشته و یا حال، جامعه را به سوی محدودنگری و افکار فردی و بن بست تکامل فکری برای نسل بالنده سوق می دهد. |
اقلیتی فارس راسیست با بدست گرفتن قدرت حاکمیت در کشور مختلف الملل (کثيرالملله – باي بک) ایران، سالیان متمادی تلاش کرده با جا زدن و قالب کردن خود بعنوان هموطن و هم مذهب، تمام تار و پود و حلقه های پیوند های اجتماعی را شامل زبان و فرهنک ملت ترک آذربایجان را هتک حرمت کنند و چنان جوی جهنمی برای هموطن ترک خود تدارک ببیند، که هموطنشان از ترک بودنش بیزار و از ترکی حرف زدنش در مجامع عمومی شرمسار گردد و آنچنان مغز شوئی شوند که افتخار کنند که خود را با یک هویت جعلی ایرانی آریائی و فارس و یا حاکثر آذری معرفی نمایند، باید به عمق فاجعه توجه نمود.
تصور کنید اگر به فرض محال، فرض کنید مثلا محیط زندگی یک انگلیسی و یا فرانسوی یا ایتالیائی یا اسپانیائی را چنان جوی جهنمی بسازند که وادار بشوند خود را انکار کنند و مجبور باشند بزبان عربی حرف بزنند و به عرب بودن خود بنازنند و در هر جا اگر کسی از آنها بپرسد اهل کجائی سراسیمه و سریع و بدون فکر قبلی جواب بدهند من عربم و برای باور کردن مخاطبین بگویند، همشهری أسامة بن لادن معروف هستم، همانند بعضی از آذری های ضعیف النفس و سخیف ما که به معرفی خود با هویت جعلی پارس آریائی و رئیس جمهور معروفش احمدی نژاد به خود می بالند و وقتی کلمه ایران را ادا می کنند آب از لب و لوچه شان سرازیر می شود که آدمی از شرم عرق می کند، مثل این می ماند که از بچه ای بپرسند پدرت کیه؟ و بچه هم پدر همسایه اش را نشان بدهد.
به ملتی که تجاوز شده نیازی به تئوریزه و آنالیز کردن تجاوز نیست امر مسلم این است که تجاوزگر باید مجازات و تنبیه شود و بعد هم گورش را از وطنمان آذربایجان مقدس گم کند، در قانون تمام کشورهای مترقی دنیا أشد مجازات متعلق به متجاوزان است، وظیفه روشنفکران آذربایجان دقیق شدن به علت عدم توجه ملتمان به مصیبتی است که دامنگیر ملتمان گردیده است باید به ملتمان توضیح دهیم که هیچ هموطنی تلاش نمی کند زبان مادری هموطنش را نابود کند، پس اگر با ممنوع کردن زبان ترکی و الفبای لاتین آن، کمر همت به نابودی این زبان و ملیت آن بسته اند، پس این هموطنی نیست این استعمار است و وطن ما مستعمره، باید به ملتمان توضیح دهیم فرق بین هموطن بودن و مستعمره بودن را، با مشابهت مثال علمی زیر، با بلائی که بر سر ما آورده اند می شود نحوه عمل راسیسم فارس را در طول تاریخ هشتاد ساله را به تصویر کشید.
تفاوت عمده ویروس ایدز و سلولهای سرطانی با دیگر میکروبها و ویروسها در این است که هر میکروب یا ویروس به محض ورود به بدن، تازه وارد در بدن یک جسم خارجی و ناشناس تشخیص داده می شود و سریعا گلبولهای بدن در آن نقطه از بدن متمرکز می شوند تا جسم خارجی را دفع و نابود کنند ولی مشخصات ویروس ایدز و سلولهای سرطانی دقیقا مثل سلولهای بدن می باشد که بدن انسان آنها را جزو سلول های خودی تشخیص می دهد و در نتیجه عکس العملی از خود نشان نمی دهد، در نتیجه از حمله گلبول های دفاعی بدن در امان می مانند و بدون کوچکترین مشکل شروع به رشد و تکثیر می کنند و در عرض مدت کوتاهی افراد خیلی سالم و شاداب و تنومند را از پا در می آورند و هموطن و هم مذهب گفتن راسیستهای فارس به ملت ترک آذربایجان دقیقا شبیه همان ورود ویروس ایدز و سرطان بد خیم به بدن انسان و یا جامعه ترک آذربایجان می باشد پس هموطن و هم مذهب نامیده شدن ما ترکهای آذربایجان توسط راسیستهای فارس دقیقا ورود بی درد سر ویروس ایدز را در بدن انسان سالم در ذهنمان تداعی می کند، جواب ما بعنوان هموطن برای مخاطبین راسیستهای فارس، خفه شو ویروس ایدز خواهد بود، چه هموطنی شما با همین کلمه هموطن هموطن گفتن به حیثیت ملی ملت ترک آذربایجان تجاوز کردید، چه هموطنی که ما به زبان مادری خود ترکی آذربایجانی بیسواد نگه داشته شدیم.
بابا کجای دنیا شما شاهد گرفتاری و بدبختی این چنینی بوده اید که یک ملت ٣۵ میلیونی را با نامیدن قوم و هموطن با تاریخ سازی جعلی، خواسته باشند اینچنین ملیت و زبان و حیثیت آن را با نامیدن محصول تجاوز قوم مغول و ترک خر خواندن به قصد نابودی و آسیمله کردنش به جان زبان و فرهنگش بیافتند، راسیست فارس مثل ویروس ایدز برای تقدیم خیر و برکت و آزادی سرزمین آذربایجان جنوبی را اشغا ل ننموده است و با بفرمائید لطفا خاک وطن ما را ترک کنید هم یقه ما را ول نخواهند کرد، ورود راسیسم فارس به خاک مقدس آذربایجان و هموطن نامیدنشان دقیقا مشابه ورود ایدز به بدن انسان برای اعمال نیات پلیدش می باشد.
با توجه به اینکه ما بزبان مادریمان ترکی آذربایجانی بیسواد نگهداشته شده ایم چطور می توانیم شما را با این ظلم راسیستی تاریخی ببخشیم و اگر دوباره با شما بخواهیم در محدوده مرزهائی بنام ایران زندگی کنیم چه تضمینی هست که شما دوباره به شگردهای تازه ای متوسل نشوید، مارهائی که سالیان سال ما را بنام هموطن و هم مذهب نیش زده اند ما با چه اعتمادی می توانیم دوباره در کنار آنها بمانیم و در بین آنها و بدون ترس از نیش زهر آلودشان با آنها برقصیم، اینقدر ملت ما را بازیچه و مورد تحقیر قرار دادید که حرف راستتان هم دیگر برای ما اهمیتی ندارد و در آینده برای اعاده حیثیت ملیمان و برای اینکه تمام حواسمان را جمع کنیم تا بتوانیم آثار تجاوز راسیسم فارس را از دامن وطنمان و ملتمان بشوئیم و خاطرات تلخ آنرا فرامواش کنیم.
بهتر است که ملت ترک آذربایجان نسلهای متمادی از راسیستهای فارس که این مصیبت بی هویت سازی را برای ملت ما در طول این مدت طولانی تدارک دیده و تحمیل کرده اند کاملا فاصله بگیریم در خاتمه، مبارزه ایدوئولوژیک چه حالا و چه در آینده هیچ چیزی را نصیب ملت ما نخواهد کرد چون محدود کردن جامعه با دیدگاهای افرادی خاص در گذشته و یا حال، جامعه را به سوی محدودنگری و افکار فردی و بن بست تکامل فکری برای نسل بالنده سوق می دهد.
يعقوب گؤنئيلي
۲۰/۰۹/۲۰۰۹
, صدای یک ملت
http://www.baybak.com
از سایت بای بک پرینت شده است
http://far.baybak.com/shomareh_796.azr
آدرس اینترنتی این مطلب
پیام نویسی مسدود است